تبليغاتX
پایگاه دینی،سياسي و اجتماعي آريانا

 پس از سقوط طالبان اينك مردم ما در استانه دومين انتخابات رياست جمهوري قرار دارد انتخاباتي كه براي مردم و كشورما از اهميت زيادي برخوردار است زيرا براي تغيير وضع موجود و گام برداشتن بسوي آينده بهتر انتخابات فرصت مناسبي را فراهم مي‌آورد تا مردم شخص مناسب را براي اداره كشور برگزيند و سرنوشت كشور را براي پنج سال آينده در اختيار او قرار دهد. از اين حهت دقت مردم و انتخاب فرد شايسته فوق العاده مهم و سرنوشت ساز خواهد بود زيرا در اثر انتخاب فرد نا شايست كه سرنوشت كشور و منافع ملي برايش اهميت نداشته باشد در واقع پنج سال فرصت سوزي كرديم و حتي به عقب خواهيم رفت. و از سوي ديگر مردم بايد به طور گسترده در انتخابات شركت نمايند و از اين فرصت به خوبي براي تغيير وضع موجود استفاده نموده و سرنوشت خود شان را رقم بزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:54 |

ای فرشته مهربان

از خداوند بزرگ بخواه فرصتی دیگر به من بدهد! فرصتی برای دوست داشتن

یک روز اصلا کافی نیست باور کن به خیلی ها نگفته ام دوستشان دارم

حتی به او که هر روز ساعتم را با صدای قلبش و جزر و مد نفسهایش تنظیم می کنم

اینها را برای تو می گویم که در هیچ واژه ای

نمی گنجی

و در هیچ کتابی جا نمی شوی و با هیچ چشمی دیده نمی شوی

اما دیوانه وار منتظر سبز تو هستم یک سال دیگر با رویا تو گذشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:44 |

شهید سید مصطفی کاظمی، فرزند سید گل در سال 1342 در ولایت پروان ولسوالی سرخ پارسا، قریه ی لولنج دیده به جهان گشود. وی ازدواج کرده و دارای 6 فرزند بود. شهید کاظمی تحصیلات خویش را در ولایت کابل آغاز نمود و تا مقطع لیسانس ادامه داد.



 

با آغاز جهاد پر شکوه مردم مسلمان افغانستان بر علیه حکومت دست نشانده ی شوروی و سربازان اشغالگر روسی، در سنگر مبارزه و جهاد قرار گرفت و با شجاعت و درایتی که در دوران جهاد از خود نشان داد به حیث یک فرمانده برازنده و دلیر در پاسداران جهاد اسلامی افغانستان تبارز نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 10:41 |
 
زندگینامه ابوالقاسم حسن عنصری بلخی

ابوالقاسم حسن عنصری بلخی (وفات سال ۴۳۱ هجری قمری)، فرزند احمد، از شعرای فارسی سرا بود.

عنصری در بلخ به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی به کار بازرگانی اشتغال یافت. عنصری در کار تجارت چندان موفق نشد و در یکی از سفرها اموالش توسط راهزنان غارت شد؛ پس به ناچار باز به فکر تحصیل افتاد.

عنصری توسط یکی از برادران سلطان محمود به دربارغزنویان راه یافت و پس از گذشت زمان کوتاهی عنوان ملکالشعرایی دربار را از آن خود کرد و در رأس حدود چهارصد نفر از سخنوران و شاعران قرار گرفت. عنصری در دربار محمود چنان ثروتی جمع کرد که زبانزد شعرای بعدی گشت، چنانچه خاقانی شروانی در این باره گفته است: «شنیدم که از نقره زد دیگدان / ز زر ساخت آلات خوان عنصری».

میگویند که دیوان شعر عنصری مشتمل بر سی هزار بیت بوده است، که در اثر گذشت زمان از بین رفته است، ولی آثار پراکنده بسیاری از انواع شعر پارسی از وی بجای مانده و در دست است.


+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 9:34 |

حضرت مهدى امام دوازدهم از ائمه شيعه اماميه و مهدى موعود و يگانه فرزند امام حسن عسكرى(ع) مى‏باشد.همه شيعه اماميه بر امامت آن حضرت متفقند و او را زنده و از انظار غايب و حضرتش را نقطه اميد خود و منجى عالم بشريت مى‏دانند و پيوسته در حوادث سهمگين زندگى بدو پناه مى‏برند و منتظر فرج او هستند تا آنگاه كه حكمت الهى اقتضاى ظهور و خروج و تصرف ظاهرى آن حضرت را نيز بكند و بنا به وعده خداوند زمين را از عدل و داد و مساوات پر كند و عظمت شريعت را تجديد نمايد و احكام الهى را در ميان مردم جارى سازد.

 نام آن حضرت همان نام حضرت رسول(ص) است در اخبار شيعه از بردن نام ايشان منع شده است و اكثر علماى شيعه نام ايشان را به تصريح ذكر نمى‏كنند، گر چه اين روايات شايد مربوط به زمان كودكى و دوران پيش از غيبت ايشان بوده است تا مخالفان كه به جد تمام در تعقيب ايشان بوده‏اند به وجودشان راه نبرند.ولى به هر حال با القابى چون مهدى و حجت و قائم منتظر و خلف صالح و بقية الله و امام زمان و صاحب زمان و ولى عصر و امام عصر و...از آن حضرت ياد مى‏شود و يا به كنايه او را الحضرة، الناحية المقدسة،  الغريم و...مى‏نامند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:26 |

 ابو محمد حسن بن على امام يازدهم از ائمه اثنى عشر(ع)و سيزدهمين معصوم از چهارده معصوم(ع)است. پدر بزرگوارش امام هادى(ع)هنگام تولد فرزند، شانزده سال و چند ماه بيشتر نداشت. مادرش بانويى صالحه و عارفه به نام سوسن يا حديثه يا سليل بود.

 تولدش به اختلاف روايات در ماه ربيع الاول يا ربيع الآخر سال 231 يا 232 ه.ق. و بنا به اكثر روايات در مدينه اتفاق افتاده است. (بعضى ولادت ايشان را در سامرا دانسته‏اند ولى صحيح نيست.)

 22 يا 23 سال داشت كه پس از وفات پدر بزرگوارش امام هادى(ع)(254 ه.ق.)به امامت رسيد و در هشتم ربيع الاول سال 260 ه.ق. در حدود 28 يا 29 سالگى وفات يافت و در خانه خود و جوار قبر پدر خويش در سامرا به خاك سپرده شد.

 در شمايل آن حضرت آورده‏اند كه رنگش گندمگون، چشمانش درشت و سياه، رويش زيبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود و با آنكه جوان بود مشايخ قريش و رجال و علماى زمان را تحت تأثير خود قرار مى‏داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:25 |

امام هادى(ع)

 ابو الحسن على بن محمد(ع)، امام دهم از ائمه اثنى عشر(ع)و دوازدهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است.

 مشهورترين القاب آن حضرت«هادى»و«نقى»است و نزد شيعه اماميه ايران به امام على النقى معروف است.كنيه آن حضرت ابو الحسن است و چون پيش از ايشان حضرت امير(ع)و حضرت رضا(ع)نيز كنيه ابو الحسن داشته‏اند ايشان را ابو الحسن ثالث مى‏گويند.

 آن حضرت به جهت سكونت ممتد در سامرا به«الفقيه العسكرى» نيز معروف بود، زيرا شهر سامرا شهرى نظامى و به«العسكر»معروف بوده است و بعضى گفته‏اند«عسكر»محله‏اى از سامرا بوده است كه آن حضرت و فرزند ارجمندش امام يازدهم در آنجا سكونت داشته‏اند و به آن شهرت يافته‏اند.

 نقش نگين ايشان«حفظ العهود من اخلاق المعبود» (درست پيمانى از خوى خداى معبود است) و به قولى«من عصى هواه بلغ مناه» (هر كه نافرمانى نفس كند به آرزوى خود برسد) بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:24 |

امام جواد(ع)

ابو جعفر محمد بن على(ع)نهمين امام از ائمه اثنى عشر(ع)و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است.

 تولد آن حضرت به اشهر اقوال در مدينه در 15 يا 19 رمضان و يا 10 رجب سال 195 ه.ق. و وفات ايشان در آخر ذو القعده سال 220 ه.ق. در بغداد اتفاق افتاد.خطيب بغدادى در تاريخ بغداد(3/55)وفات آن حضرت را روز سه شنبه پنجم يا ششم ذو الحجه سال 220 ه.ق. گفته است.قبر آن حضرت در مقابر قريش نزديك قبر جدش امام موسى الكاظم(ع) است.

 مادر ايشان ام ولد و در اصل مريسيه يا نوبيه(از مردم نوبى)بوده است و نامش را به اختلاف سكن يا سبيكه و يا دره و ريحانه نوشته‏اند و ظاهرا حضرت رضا(ع) او را به خيزران  موسوم ساخته است.

 مشهورترين القاب آن حضرت«جواد»و«تقى»است و از اين جهت به امام«محمد جواد»و امام«محمد تقى»معروف است.كنيه حضرت در كتب اخبار و احاديث ابو جعفر است و چون امام باقر(ع)نيز كنيه ابو جعفر داشته‏اند امام جواد(ع)را«ابو جعفر ثانى»مى‏گويند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:23 |

ابو الحسن على بن موسى (ع) ملقب به«رضا»امام هشتم از ائمه اثنى عشر (ع) و دهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) است .

سال تولد آن حضرت را 148 و 153 ه.ق. و ماه تولد ايشان را ذو الحجه و ذو القعده و ربيع الاول گفته‏اند و مشهور آن است كه روز تولد آن حضرت يازدهم ذو القعده بوده است.

كنيه آن حضرت ابو الحسن بوده است و چون امام موسى كاظم عليه‏السلام نيز مكنى به ابو الحسن بوده‏اند حضرت رضا (ع) را ابو الحسن ثانى گفته‏اند.مشهورترين لقب ايشان«رضا»بوده است كه بنا بر روايتى در عيون اخبار الرضا (1/13) علت ملقب بودن آن حضرت به«رضا»اين بوده است كه«رضي به المخالفون من أعدائه كما رضي به الموافقون من أوليائه و لم يكن ذلك لأحد من آبائه عليهم‏السلام فلذلك سمي من بينهم بالرضا...»يعنى هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به (ولايت عهد او) رضايت دادند و چنين چيزى براى هيچيك از پدران او دست نداده بود، از اين رو در ميان ايشان تنها او به«رضا»ناميده شد.اما به روايت طبرى (وقايع سال 201) مأمون آن حضرت را«الرضى من آل محمد»ناميد و صدوق هم بنا بر روايتى ديگر در عيون اخبار الرضا (2/147) چنين گفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:22 |

 ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر(ع)و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع)است .تولد آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه)به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. واقع شد.به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.

 كنيه آن حضرت ابو ابراهيم بوده ولى به ابو على نيز معروف بوده‏اند.مادر آن حضرت حميده كنيزى از اهل بربر(مغرب)يا از اهل اندلس(اسپانيا)بوده است و نام پدر اين بانو را صاعد بربرى گفته‏اند.حميده به «حميدة البربرية» و «حميدة المصفاة» نيز معروف بوده است.برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده‏اند.

 امام موسى الكاظم(ع)هنوز كودك بود كه فقهاى مشهور مثل ابو حنيفه از او مسأله مى‏پرسيدند و كسب علم مى‏كردند.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع)(148 ه.ق.)در بيست سالگى به امامت رسيد و 35 سال رهبرى و ولايت شيعيان را بر عهده داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:21 |

 امام جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب(ع) كه كنيه ايشان ابو عبد اللّه است، امام ششم از ائمه اثنى عشر و معصوم هشتم در نظر شيعه اماميه است.

 درباره تاريخ ولادت و وفات و عمر حضرت صادق(ع) شايد اصح و اتقن روايات گفته شيخ مفيد در ارشاد باشد: تولد آن حضرت 17 ربيع الاول در مدينه در سال 83 و وفات ايشان در شوال سال 148 هجرى و مدفن ايشان در بقيع در كنار پدر و جد بزرگوار و عم بزرگش امام حسن(ع)مى‏باشد.مادر آن حضرت ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود. روايات و نصوصى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد بسيار است.

 لقب آن حضرت صادق بود زيرا هرگز جز سخن درست نفرمود. رسول الله(ص) درباره او خبر داد كه«كلمه حق و پيك صدق است». منصور عباسى هميشه او را با اين لقب مى‏ناميد. او را فاضل و طاهر و صابر نيز مى‏خواندند ولى اشهر القاب او كه تاريخ ثبت كرده است همان صادق است.

 امام صادق(ع) حدود 12 سال در كنار جدش امام زين العابدين(ع) و 19 سال بعد از رحلت آن حضرت با پدرش امام محمد باقر(ع) به سر برد و بعد از پدر بزرگوارش مدت 34 سال امامت مسلمانان را عهده‏دار بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:20 |

ابو جعفر محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم‏السلام، امام پنجم از ائمه اثنى عشر و يكى از چهارده معصوم(ع) است.

راويان و محدثان شيعه غالبا با كنيه ابو جعفر از آن حضرت ياد كرده ‏اند. براى تمايز احاديث منقول از امام نهم، حضرت محمد بن على الجواد عليه ‏السلام، كه او نيز كنيه ابو جعفر داشته است، از روايات امام باقر عليه‏السلام، لفظ«ثانى»را به كنيه امام نهم افزوده ‏اند(مامقانى، ج 1، ص 188). لقب مشهورشان«باقر»است، اما القاب ديگرى چون«هادى» و«شاكر »هم داشته ‏اند(اربلى، ج 2، ص 329). نقش انگشترى ايشان نيز، به روايت ابن عساكر(ص 141)، «القوة لله جميعا» بوده است.

نسب‏

  حضرت باقر عليه ‏السلام از سوى پدر، نوه امام حسين عليه‏السلام و از سوى مادر، نوه امام حسن عليه‏السلام است. مادرشان فاطمه دختر امام حسن عليه‏السلام بود، از اين رو در حق او گفته اند: علويى بود كه از دو سوى علوى بود و فاطميى بود كه از دو سوى فاطمى بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:15 |

 ابو محمد على بن حسين(ع)، امام چهارم از ائمه اثنى عشر(ع) و ششمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است. معروفترين القاب آن حضرت، زين العابدين و سيد الساجدين و سجاد و ذو الثفنات است.

 تولد آن حضرت را به اختلاف در سالهاى 36 و 37 و 38 ه.ق. نوشته ‏اند و در روز ولادت آن حضرت نيز ميان روزهاى شعبان و جمادى الاولى و جمادى الثاني اختلاف است.

 درباره نام مادر آن حضرت و اصل او نيز اختلاف زيادى هست. گروهى نام او را شاه ‏زنان و شاه جهان و شهربانو و شهربانويه گفته‏ اند و بنا به گفته اين گروه او دختر يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانى بوده است. ابو الاسود دئلى، شاعر اهل بيت در قصيده تهنيت ولادت آن حضرت به اين نسب اشاره كرده است:

  «و إن غلاما بين كسرى و هاشم*لأكرم من نيطت عليه التمائم»

 يعنى: همانا پسرى كه از بين كسرى و هاشم برخاسته بهترين كودكى است كه مهره ‏هاى نظربند بر گردنش آويخته ‏اند.بعضى گفته ‏اند نام مادر آن حضرت بره دختر نوشجان بوده است و بعضى ديگر نام او را غزاله و سلافه و خوله گفته‏ اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:12 |

ابو عبد اللّه حسين بن على بن ابى طالب(ع)، امام سوم از ائمه اثنى عشر(ع) و پنجمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است. فرزند دوم على بن ابى طالب(ع) و حضرت فاطمه(ع)در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه منوره به دنيا آمد. مدت حملش را شش ماه و ده روز نوشته‏اند. تفاوت سن او با برادر بزرگترش امام حسن(ع)كمتر از يك سال بود.

 پس از تولدش بشارت به رسول اكرم(ص) بردند و حضرت شادمانه به ديدار فرزند و فرزندزاده خود شتافت، در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را با اشتقاق از نام حسن(ع) «حسين» (يعنى حسن كوچك)-كه تا آن زمان در عرف عرب سابقه نداشت-نهاد.روز هفتم ولادتش گوسفندى عقيقه كرد و فرمود موى سرش را برچينند و هم وزن آن نقره صدقه دهند.

 پيامبر اكرم(ص) او را پسر و پاره تن خود، گل خوش بوى خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند. او را بر دوش خود سوار مى‏كرد و به سينه خود مى‏چسبانيد و دهان و گلوى او را مى‏بوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانهايش معرفى مى‏كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:10 |

 ابو محمد حسن بن على بن ابى طالب،  امام دوم از ائمه اثنى عشر،  و چهارمين معصوم از چهارده معصوم (ع)،  فرزند نخست على بن ابى طالب (ع) و حضرت فاطمه (ع) است. تولد آن حضرت بنا به قول بيشتر مورخان در مدينه و در روز سه شنبه 15 رمضان سال سوم هجرى اتفاق افتاده است.

 امام حسن (ع) يكى از پنج تن آل عبا از اهل بيت رسول گرامى (ص) بود كه آيه تطهير: إنما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا (احزاب،  33) در شأن ايشان نازل گرديده است. به روايت عايشه،  رسول اكرم (ص) على و فاطمه و حسن و حسين (ع) را در زير كساء خود جمع،  و آيه تطهير را تلاوت كرد و فرمود:  «اينها اهل بيت منند.» در حديثى ديگر فرمود :  «اين چهار تن آل محمدند،  با هر كس در جنگ باشند من هم با او در جنگم و با هر كه در آشتى باشند من نيز در آشتى هستم.»

 نام حسن و حسين را خود حضرت رسول (ص) تعيين فرموده و در گوش ايشان اذان گفته و برايشان عقيقه كرده است. ظاهرا نامهاى حسن و حسين در عرب سابقه نداشته است و انتخاب اين دو نام به ابتكار خود حضرت رسول (ص) بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:6 |

 حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها از پدرى بزرگوار همچون پيامبر اسلام و مادرى فداكار مانند حضرت خديجه پاى به اين عرصه خاكى نهاد. مختصرى از  زندگانى رسول الله در بخش مربوط به ايشان گفته آمد.در اينجا فقط اشاره‏اى مى‏كنيم به زندگى مادر گرامى حضرت زهرا(س).

 خديجه پيش از ظهور اسلام از زنان برجسته قريش بشمار مى‏رفته است تا آنجا كه او را طاهره و سيده زنان قريشش مى‏خواندند.بنا بر يك قول پيش از پيامبر شويى نداشته ولى بنا بر قول مشهور پيش از آنكه به عقد رسول اكرم درآيد نخست زن ابوهاله هند بن نباش بن زراره و پس از آن زن عتيق بن عائذ از بنى‏مخزوم گرديد. وى از ابوهاله صاحب دو پسر و از عتيق صاحب دخترى گرديد.اينان برادر و خواهر مادرى فاطمه‏اند.

 پس از اين دو ازدواج، با آنكه زنى زيبا و مالدار بود و خواهان فراوان داشت، شوى نپذيرفت و با مالى كه داشت به بازرگانى پرداخت.تا آنگاه كه ابوطالب از برادرزاده خود خواست او هم مانند ديگر خويشاوندانش عامل خديجه گردد و از سوى او به تجارت شام رود و چنين شد.پس از اين سفر تجارتى بود كه به زناشويى با محمد(ص)مايل گرديد، و چنانكه ميدانيم او را به شوهرى پذيرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:5 |

ابو الحسن،  على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب،  نخستين امام از ائمه اثنى عشر،  دومين معصوم از چهارده معصوم (ع) و در نظر اهل سنت خليفه چهارم از خلفاى راشدين است.

 آن حضرت دومين شخص عالم اسلام(پس از رسول اكرم (ص) و وصى و ولى مطلق هستند و اعتقاد به امامت و وصايت و ولايت آن حضرت و يازده فرزند بزرگوارش يكى از اصول مذهب اماميه است ابو طالب نام پدر ايشان بود و اين كنيه‏اى بود به جهت پسر بزرگترش كه طالب نام داشت و اين كنيه بر نام واقعى او كه عبد مناف بود غالب آمد و در تاريخ اسلام هيچگاه او را عبد مناف نخوانده‏اند و فقط با ابو طالب از او ياد كرده‏اند.

مى‏گويند مادرش او را حيدره نام نهاده بود،  اما پدرش ابو طالب نام او را به على تغيير داد. در رجزى كه به آن حضرت منسوب است و آن را در غزوه خيبر در برابر مرحب خيبرى خوانده است تصريح به اين معنى است،  زيرا حضرت در اين رجز فرموده است: أنا الذي سمتني أمي حيدرة (من كسى هستم كه مادرم مرا حيدره ناميد).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 11:58 |

تاريخ مكه از زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام شروع مى‏شود، وى فرزند خود اسماعيل را با مادرش هاجر براى اقامت به سرزمين مكه فرستاد، فرزند وى در آنجا با قبايلى كه در آن نزديكيها زندگى مى‏كردند وصلت كرد. حضرت ابراهيم(ع)به دستور خداوند خانه كعبه را بنا كرد، و از اين پس آبادى شهر مكه شروع شد.

فرهنگ عرب هنگام ظهور اسلام

 اعراب زمان جاهليت و بالاخص اولاد عدنان طبعا سخى و مهمان نواز بودند، كمتر به امانت خيانت مى‏كردند، پيمان شكنى را گناه غير قابل بخششى مى‏دانستند، در راه عقيده فداكار بودند و از صراحت لهجه كاملا بر خوردار بودند. حافظه‏هاى فوق‏العاده قوى براى حفظ اشعار و خطب در ميان آنان پيدا مى‏شد، و در فن شعر و سخنرانى سرآمد روزگار بودند، شجاعت و جرأت آنان ضرب المثل بود، در اسب دوانى و تير اندازى بسيار مهارت داشتند و فرار و پشت كردن به دشمن را زشت و ناپسنديده مى‏شمردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 11:51 |

براي نويسنده حقيقتاً دشوار بلكه محال است كه در باره ي مقام علمي يكي از بزرگان علم فقه،استاد بارع ،محقق عظيم الشاءن از بزرگان شيعه ،به طور جامع وهمه جانبه سخن بگويد.از باب معروف كه گفه اند:

 

اگر چه آب دريا را نتوان كشيد ولي به قدر تشنگي بايد چشيد.

دراين مجال پيش آمده سعي مي كنم يادي كنم از يكي از آن بزرگان علم واز شخصيت اوآنچه را كه از ديگران درباره ايشان خوانده و شنيده ام و در طول مدت معاشرت با ايشان ديده ام گزارش بدهم.

 او عالم بزرگ ودانشمند محقق حضرت آيت الله الحاج شيخ محمد اصحاق فياض يكي از علمأ بزرگ افغاني و مراجع نجف مد ظله است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:23 |

محمد اقبال لاهوري متولد 22 فوريه 1873 ميلادی (به رواياتي 1875، 1894 ميلادی) مصادف با سوم اسفند در شهر سيالكوت از ايالت پنجاب هند و متوفي به اول ارديبهشت 1317 هـ.ش (20 صفر 1357، 21 آوريل 1938 ميلادی)، تحصيلات خود را ابتدا، به رسم معمول زمان، با آموختن قرآن كريم در مكتبخانه شروع كرد. پس از اتمام دورة مكتبخانه وارد كالج آسيايي اسكاچ شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در آنجا گذرانيد. در همين ايام سرودن شعر را آغاز كرد. بعد از پايان اين دوره، در رشتة فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت ‏نام كرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دورة فوق‏ ليسانس اين رشته را با احراز رتبة اول در دانشگاه پنجاب به پايان رساند، موفق به دريافت يك قطعه مدال علمي گرديد، و در رشته هاي تاريخ، فلسفه، و علوم به استادي برگزيده شد. در همين حال، فراگيري زبان فارسي و عربي را نيز وجهة همت خويش قرار داد. اقبال، كه در عرصة شعر و ادب در شبه قاره از نوادر به شمار مي‏رود، سروده‏هاي خود را در خدمت بيداري و آگاهي توده‏ها و دميدن روح آزادي در ملل اسلامي و بيدار ساختن آنان از خواب گران قرار داد. "نالة يتيم" اولين اثر وي بود كه آن را در سال 1899 ميلادی در جلسة ساليانه انجمن حمايت ‏الاسلام در لاهور خواند. سال بعد در همين انجمن منظومة ديگري را با عنوان خطاب يتيم به هلال عيد فطر قرائت كرد كه باعث شهرت وي شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:13 |

فیض محمد فرزند سعید محمد و نواسه خــدا داد . در یک خانواده دهقان در دهکده زرد سنگ ولسوالی قره باغ ولایت غزنی در سال ( 1279 ق ) به دنیا آمد.  علوم متداوله را در زاد گاهش نزد علما و فضلا محل و مسا جد قریه ا ش فرا گرفته و پس از حا د ثه خا نه جنگی د ر قره باغ رهسپار ولایت قندهارگردیده و در آن شهر به تحصیل پردا خت در سال ( 1305 ) دو باره به وطن بازگشت و تا سال ( 1310 ) بــه اکتساب علوم و دانش مصروف شد . بدین ترتیب کاتب در غزنی، قندهار، لاهور وکابل به تحصیل پرداخته بود و به علوم مختلف دسترسی پیدا کـــــــــرده بود. کاتب بزبانهای دری، پشتو، عربی، اردو و انگلیسی روان صحبت میکرد.



کــاتب فاضل، ادیب، شخصیت روشنفکر و از جمله مشروطه خواهان اول بود که مدتی را در زندان (شیرپور) کابل به جرم روشنفکری و روشن نگری گذرانده بود، اما به اثر شناختی که حبیب الله خـان از زمان شهزادگی باوی داشت از حبس رها گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 11:58 |

نور الدين‌ عبدالرحمن‌ بن‌ نظام‌ الدين‌ احمد بن‌ محمد جامي‌ ملقب‌ به‌ ابو البركات‌ ومتخلص‌ به‌ جامي‌ از مشهورترين‌ شعراي‌ ادب پارسی دری‌ قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ است‌. وي‌ در سال‌817 ه. ق‌ در خرجرد جام‌ به‌ دنيا آمد و در نوجواني‌ در هرات‌ و سمرقند به‌ فراگيري‌ علوم‌ مختلف‌ پرداخت‌. جامي‌ در جواني‌ سرودن‌ شعر را آغاز كرد و به‌ مناسبت‌ مولد خويش‌ و ارادت‌ به‌ شيخ‌ الاسلام‌ احمد جام‌، تخلص‌ جامي‌ را اختيار نمود. جامي‌ علاوه‌ بر شعر و شاعري‌ در منطق‌، فلسفه‌، حكمت‌ اشراق‌، رياضي‌، طبيعيات‌ و صرف‌ و نحو نيز آگاهي‌ داشت‌ و چندي‌ در طريق‌ تصوف‌ به‌ سير و سلوك‌ پرداخت‌. وي‌ سپس‌ در هرات‌ به‌ خدمت‌ سعد الدين‌ كاشغري‌ از مشايخ‌ بزرگ‌ تصوف‌ و خواجه‌ ناصرالدين‌ عبدا... احرار درآمد و براثر مطالعه‌ و تحقيق‌ در عرفان‌ و تصوف‌ از بزرگان‌ متصوفه‌ آن زمان‌ گشت‌. عبدالرحمن‌ جامي‌ بخشي‌ از زمان‌ شاهرخ و قسمت‌ اعظم‌ سلطنت‌ سلطان‌ حسين‌ بايقرا را درك‌ كرد وبا امير عليشير نوائي معاصر بود. وي‌ پس‌ از اقامت‌ در هرات‌ جز چندسفر كوتاه‌ به‌ مكه‌ ،بغداد، دمشق‌ و تبريز تمام‌ عمر در همين‌ شهر سكونت‌ گزيد و به‌ سير وسلوك‌ پرداخت‌. جامي‌ در طول‌ زندگي‌ خود مورد احترام‌ سلاطين‌ و بزرگان‌ معاصر خود بود و سلطان‌ حسين‌ بايقرا كه‌ پادشاهي‌ اهل‌ ذوق‌ ادبي‌ بود و وزير دانشمندش‌ امير عليشير نوائي‌ او راگرامي‌ مي‌داشتند ، بطوريكه‌ امير عليشير پس‌ از مرگ‌ جامي‌ كتاب‌ (خمسه‌ المتحيرين) را به‌ياد گار او برشته‌ تحرير درآورد. سلطان‌ محمد فاتح‌ پادشاه‌ عثماني‌ نيز به‌ اين‌ شاعر احترام‌ مي ‌گذاشت‌ و حتي‌ از او دعوت‌ كرد به‌ قسطنطنيه‌ سفر كند كه‌ جامي‌ اين‌ دعوت‌ را نپذيرفت‌. عبدالرحمن‌ جامي‌ در فنون‌ مختلف‌ و علوم‌ ديني‌ و تاريخ‌ و ادب‌ از اساتيد زمان‌ خود بود و در شعر به‌ سعدي و حافظ توجه‌ داشت‌ و از سبك‌ ‌نظامي پيروي‌ مي‌ كرد. آثار ادبي‌ جاي‌ اين‌ شاعر را در رديف‌ انوري‌، سعدي‌ ،حافظ، خيام‌، فردوسي‌ و مولانا قرار داده‌ است‌ و وي‌ را مي ‌توان‌ از آخرين‌ شعراي‌ صوفي‌ ادب دری‌ دانست‌ كه‌ به‌ سبك‌ كلاسيك‌ شعرمي ‌سرود است‌. اين‌ عارف‌ بزرگ‌ در سال‌ 898 ه.ق‌ در هرات‌ در گذشت‌ و طي‌ تشييع‌ جنازه‌ اي‌ باشكوه‌ كه‌ سلطان‌ حسين‌ بايقرا شخصا در آن‌ شركت‌ كرد به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

آثار : آثار جامي‌ بالغ‌ بر يكصد كتاب‌ است‌ ، مهم‌ترين‌ اين‌ تأليفات‌ عبارتند از: - ديوان‌ اشعار (شامل‌ سه‌ بخش‌: فاتح‌ الشباب‌ ، واسطه‌العقد، خاتمه‌ الحيات‌) - هفت‌ اورنگ‌ ( به‌ تقليد از خمسه‌ نظامي‌ شامل‌ هفت‌ بخش‌: سلسله‌ الذهب‌، سلامان‌ وابسال‌، تحفه‌ الاحرار، سيحه‌ الاحرار، يوسف‌ و زليخا، ليلي‌ و مجنون‌، خرداد نامه‌اسكندري) - نفحات‌ الانس‌ - بهارستان‌ - لوايح‌ - اشعه‌ اللمعات‌ - تاريخ‌ صوفيان‌ و مذهب‌ آنها - نقدالنصوص‌ في‌ شرح‌ نقش‌ الفصوص‌ ابن‌ عربي‌ - مناسك‌ حج‌ منظوم‌ - مناقب‌ جلال‌ الدين‌ رومي‌ - منشأت

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 11:56 |


کمال الدین بهزاد در حدود سال 1455 م در شهر هرات باستان چشم به جهان گشود وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا می کند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال 1507 م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول می شود و در سال 1487م کتابدار آن می گردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی میرسد ـ در سال 1512م اسمیعل صفوی هرات را تصرف می نماید و درسال 1520 م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود می برد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد میدهد در سال 1524 م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت می نشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز میگردد ـ

استاد کمال الدین بهزاد بزرگترین مصور و نقاش شرق با لقب مانی ثانی در شرق و رافایل شرق در غرب شهرت دارد یکی از مهمترین ابتکارات وی تغیر چهره های سرد چینی به چهره های زیبا خراسانی در آثار نقاشی می باشد چون پیش از وی تمام آثار منیاتوری به شکل و شمایل چینی ها بود و در ترکیب رنگها در آثار خویش رنگهای زیبای را انتخاب می نمود ـ

استاد کمال الدین بهزاد در سال 1535 م در شهر هرات وفات نموده و در همانجا بخاک سپرده شد.

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 11:46 |

ابونصر فارابی بزرگ ترين فيلسوف دوره اسلامی است. وی در شهر فارياب از نواحی خراسان بزرگ، متولد شد. پدرش از سران سپاه مرزنشين بود. در جوانی طی سفری طولانی و پر رنج به بغداد رفت و نزد استادان بزرگ زمان، به تحصيل منطق و فلسفه يونان پرداخت. پس از اندک زمان، وی که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، سريانی و يونانی تسلط کامل داشت، در فهم فلسفه يونان به پايه ای رسيد که او را معلم دوم خواندند. معلم اول ارسطوست و پس از ابونصر ديگر هيچ کس را معلم نگفته اند.
فارابی در راه کسب دانش سختی بسيار تحمل کرد. شب ها در نور چراغ پاسبانان شهر کتاب می خواند و اغلب تا صبح بيدار می ماند. زندگی محدود و محقر او به خوابيدن کنار رودخانه ها و باغ ها گذشت. در همان وضع به نوشتن و خواندن روز می گذراند و شاگردان بسيار خويش را نيز همان جا تعليم می داد. اين محروميت های مادی، اگرچه بيشتر در سال های جوانی بر او تحميل شد اما پس از آن نيز وی با همه دانش و شهرت خويش، هم چنان ساده می زيست. نوشته اند که از سيف الدوله همدانی فاتح دمشق نيز، که او را گرامی می داشت، هر روز بيش از چهار درم که مبلغی بسيار ناچيز بود نمی پذيرفت.
سيف الدوله همدانی در روزگار زندگی ابونصر در دمشق، هنگامی که بواسط تهمت بد دينی از بغداد فراری شده بود، دمشق را گرفت و چون از افراد انگشت شمار آزاد انديش روزگار خود بود، دانشمندانی چون فارابی و شعرا و گويندگانی چون متنيی را پيرامون خود گرد آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:56 |

عالم و عــارف مشهور کشــــور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری ره در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید. پدرش ابو منصور محمد که درزمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود.

خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. تا ده سالــــگی تحت رهنمایی پدر خـــــود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت . زمانی که پدرش کسب و کــار را فرو گذاشت و راهی بلخ گردید و در آنجا سکونت اختیار نمود، خواجه عبدالله بدون سرپرست باقی ماند. اما دوستان پدر وی که از علما عرفا و متصوفین بزرگ بودند اهتمام تعلیم و تربیت او را به عهده گرفته از وی مراقبت می نمودند از این جمله یحیی بن اعمار شیبانی مشهور به خواجه غلتان ولی و شیخ ابو اسمیعل و محمد بن حمزه به صورت اخص قابل تذکر اند.

خواجه عبدالله انصاری به اثر ذکاوت آگاهی و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی وادبی رافرا گرفت و مطالعات عمیقی به عمل آورد که به نام یک عالم و عارف بزرگ مشهور گردید. در سال 417 هجری قمری به منظور آموزش عالی در علوم دینی پرداخت و بار دیگر به سوی وطن عزیمت نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:43 |

خرم گلي كه بشكفد از شاخسار علم  

خوش سبزه‎اي كه سر زند از جويبار علم                                           

علامه حيدرقلي فرزند سردار نور محمد خان در هيجدهم محرم 1293 ق. در محله شيعه نشين قزلباشها «چنداول» كابل، طلوع نمود. او يكي از پر فروغ‎ترين اختران حوزه تشيع بود كه شصت سال و اندي از عمر پربركت خويش را در عالم هجرت براي كسب دانش و نشر فرهنگ اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به سر برد و حدود نيم قرن قبل (1372 ق) در باختر مشرق اسلامي يعني ديار «باختران»‌ اين ستاره گمنام از آسمان علم و حكمت غروب نمود.

اينك گوشه‎هايي از زندگي وي را مرور مي‎كنيم:

خاطرات

حيدرقلي كودك چهار ساله بود كه استعمار پير انگليس سايه سياه خود را بر اكثر كشورهاي شرقي و غربي گسترده بود. در همين امر دولتمردان انگليس يكي از مهره‎هاي خطرناك و وابسته به استكبار جهاني را در افغانستان به قدرت رساندند. پس از روي كار كار آمدن «امير عبدالرحمن خان» شاه جنايت پيشه و مزدور دست به طرحي استعماري زد كه عبارت بود از مخالفت و نابودي مذهب جعفري، كه در اين راه از هيچ تلاشي دريغ نورزيد؛ از كشتار دسته جمعي شيعيان گرفته تا تبعيد و به سياهچال انداختن جمعي از رجال شيعي. نور محمدخان كه از سرداران عالي رتبه ارتش محسوب مي‎شد همراه با خانواده‎اش به يكي از ايالات مستعمره بريتانيا (هند شهر تاريخي لاهور) تبعيد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:41 |

شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني از شخصيت هاي بزرگ و بي بديل جهان اسلام و تشيع بود  و خدمات بزرگي در راه نشر معارف اهلبيت(ع) انجام دادند. وي از نوابغ و نوادر عصر خويش شمار ميرفت.

تولد

شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني فرزند ملا حسين واعظ اهل ولايت هرات  در سال 1255ق. در مشهد ديده به جهان گشود. پدرش، ملا حسين هراتى علاوه بر تبليغ به تجارت ابريشم نيز مشغول بود. ملا حسين، روحانى وارسته اى بود كه براى گذران زندگى، هماره در بين راه هرات و مشهد، در رفت و آمد بود. وى در سفرهاى تبليغى اش مردم را با احكام اسلامى آشنا مى ساخت. در يكى از همين سفرها، در كاشان ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج چهار پسر به نامهاى نصرالله، محمدرضا، غلامرضا و محمد كاظم (آخوند خراسانى) بود. سرانجام مهر پيشواى هشتم او را به مشهد كشاند تا براى هميشه در شهر شهادت ساكن شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:29 |

مولانا ابولمعانی عبدالقادر متخلص به بیدل، شاعر، عارف و صوفي نامدار نیمه دوم سده یازدهم و نیمه نخست سده دوازدهم به احتمال قریب به یقین به سال 1054 هجری در خواجه رواش، اهالی کابل، زاده شد و 79 سال بعد در هند در گذشته. بقول استاد سید محمد داوود حسینی، بیدل از قریه خواجه رواش که بنام محله جغتایی ها، یعنی اقوام بیدل، معروف است زاده شده و بعد از در گذر آن مرد صوفی در هند، بقایای او را بکابل آورده اند.

بیدل از یک عایله سلحشور و سرباز بدنیا آمده است و نیز لقب میرزایی صبغه امیری و شاهزادگی دارد. عموش میرزا قلندر سپاهی دلیر و سلحشور بوده و ورزش را بشدت دوست داشته و هم بعرفان و تصوف میل طبیعی می پرورده . خالوی ،بیدل میرزا ظریف" عالم بزرگ بوده و بیدل شخصاً طوریکه میگویند مرد تنومندی بوده و شاید خیلی قوی و حتی که میگویند عصای آهنین او را که خویش . نوالس. نام گذاشته بوده دو نیم سیر(وزن کابل) وزن داشته و خودش هم غذای زیاد صرف میکرد.

چیزیکه معلوم است بیدل بشدت دشمن مدیحه سرایی بوده است. در ابتدای جوانی نزد اعظم شاه ماموریت داشته و میگویند روزی نزد شاه مذکور ذکری از شاعری بیدل به میان آمد بود و اعظم شاه آرزو کرده بود که اگر بیدل کدام مدیحه بسازد و حاضر کند. همین که این مژده را به بیدل آوردند، بیدل استعفا تقدیم نمود و از ماموریت برای ابد بر آمد. میگویند استعفا نامه خود را بشکل یک رباعی با ینطور یک وضع متواضعانه و صوفیانه تقدیم کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:4 |

استاد خليل الله خليلي در سال ۱۲۹۳ خورشيدي در باغ شهر آراي كابل ديده به جهان گشود. در سنين طفوليت والدينش را از دست داد و در نيمه راه، تعليم را رها كرد. او سالهاي را در كابل، كوهستان و بلخ گذرانيد. استاد در پست هاي اساسي زيادي در دواير دولتي افغانستان در داخل و خارج از كشور كار كرد . در اوايل دهه بيست خورشيدي به حيث معاون دانشگاه كابل به كار گماشته شد.

در سال ۱۳۳۰ رئيس مستقل رياست مطبوعات شد و در سال ۱۳۳۲ به حيث مشاور عالي سلطنتي در دربار محمد ظاهر شاه پذيرفته شد. در سالهاي نخستين دهه ۵۰ به عنوان سفير كبير مدتي در عربستان سعودي و سپس در عراق مصروف خدمت بود.

استاد خليلي پس از كودتاي هفت ثور سفارت را ترك و مدتي در اروپا و امريكا به سر برد. اما عشق وطن و وطندار دير آنجا نگذاشتش. استاد پس از آن به پاكستان آمد و در كنار هزاران هموطن آواره اش، مسكن گزيد و در اين دوره آثار زيادي از وي به نشر سپرده شد. استاد خليلي در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصه هاي مختلف هنر، ادب، سياست، فلسفه و عرفان دارد كه بيشتر شان در داخل و خارج از كشور به طبع رسيده است. استاد خليلی نام صاحب مرتبتي در ميان فارسي زبانان كشور همسايه ايران نيز كسب كرده بود. چنانچه مقامات دانشگاهي و حلقه هاي ادبي آنكشور دوبار در طي سالهای ۱۳۳۵ و ۱۳۴۰ از استاد خليلي دعوت نمودند و استاد مورد استقبال فراوان حلقه هاي فرهنگي آن ديار قرار گرفت.

استاد خليل الله خليلی در بهار ۱۳۶۶ خورشيدی در شهر اسلام آباد پاکستان چشم از جهان فرو بست و به جاویدانه گان پیوست. روحش شاد
و يادش گرامي باد.

يكي از اشعار ايشان اين است:

     گوييد به نوروز كه امروز نيايد      در كشور ما غم زدگان ره نگشايد.

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:2 |

حکیم ابولقاسم فردوسی ، حماسه سرا و شاعر بزرگ پارسي در سال 329 هجری قمری در روستایی در نزدیکی شهر طوس به دنیا آمد . طول عمر فردوسی را نزدیک به 80 سال دانسته اند، که اکنون حدود هزار سال از تاریخ درگذشت وی می گذرد.
فردوسی اوایل حیات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانید و از همان جوانی شور شاعری در سر داشت . و از همان زمان برای احیای مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ایرانی بسیار کوشید و همین طبع و ذوق شاعری و شور و دلبستگی او بر زنده کردن مفاخر ملی، باعث بوجود آمدن شاهکاری برزگ به نام «شاهنامه» شد .
شاهنامه فردوسی که نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد ، مجموعه ای از داستانهای ملی و تاریخ باستانی پادشاهان قدیم ایران و پهلوانان بزرگ سرزمین ماست که کارهای پهلوانی آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگی و شجاعت و دینداری توصیف می کند .
فردوسی پس از آنکه تمام وقت و همت خود را در مدت سی و پنج سال صرف ساختن چنین اثر گرانبهایی کرد ،در پایان کار آن را به سلطان محمود غزنوی که تازه به سلطنت رسیده بود ، عرضه داشت ،
تا شاید از سلطان محمود صله و پاداشی دریافت نماید و باعث ولایت خود شود.سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دینار به عنوان پاداش و جایزه به فردوسی بپردازد. ولی اندکی بعد از پیمان خود برگشت و تنها شصت هزار درهم یعنی یک دهم مبلغی را که وعده داده بود برای وی فرستاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:59 |

 را بعه بلخی

ا ولین شا عره زبا ن دری که د رتذ کره ها ا زا و نا م برد ه شد ه ا ست، رابعه بنت کعبه قزداری میبا شد که همعصر شاعر و ا ستاد شهیر زبان دری رود کی بود و د ر نیمه اول قرن چهارم د ر بلخ حیات داشت ، پدر ا و که شخص فاضل و محترمی بود د ر دوره سلطنت سامانیان در سیستان، قندهار و بلخ حکومت می کرد . تاریخ تولد رابعه در د ست نیست ولی پاره ای از حیات او معلوم است.

ا ین دختر عاقله و دانشمند در ا ثر توجه پد ر تعلیم خوبی ا خذ نموده ، درزبان دری معلو ما ت وسیعی حاصل کرد، و چون قریحه شعری دا شت ، شروع بسرود ن ا شعار شیرین نمود . عشق ایکه رابعه نسبت بیکی ار غلا مان برادر خود در دل میپردازد ، بر سوز و شور اشعارش افزوده آنرا بپایه تکامل رسانید . چون محبوب او غلا می بیش نبود و بنا بر رسومات بی معنی ان عصر رابعه نمیتوانست امید وصال او را داشته باشد ، از زندگی و سعاد ت بکلی نا امید بوده ، یگانه تسلی خاطر حزین او سرود ن اشعار بود ، که در آن احسا سات سوزان و هیجان روحی خود را بیان مینمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:57 |

ابوالمجد مجدود بن‌ آدم‌ موسوم‌ به‌ سنائي‌ غزنوي‌ از شعراي‌ معروف‌ قرون‌ پنجم‌ وششم‌ هجري‌ در سال‌ 473 ه.ق‌ در شهر غزنين‌ به‌ دنيا آمد. وي‌ در آغاز جواني‌ شاعري‌ درباري‌ و مداح‌ مسعود بن‌ ابراهيم‌ غزنوي‌ و بهرام‌ شاه‌ بن‌ مسعود بود، ولي‌ پس‌ از سفر به‌ خراسان‌ و اقامت‌ چند ساله‌ در اين‌ ولايت و ملاقات‌ با مشايخ‌ تصوف‌ تغييري‌ اساسي‌ در روحيات‌ و اخلاقيات‌ او ايجاد شد و در نهايت‌ به‌ زهد و انزوا و تأمل‌ در حقايق‌ عرفاني‌ روي‌ آورد. از اين‌ زمان‌ شخصيت‌ حقيقي‌ اين‌ شاعر بزرگ‌ آشكار گشت‌ و به‌ سرودن‌ قصائد معروف‌ خود در زهد و عرفان‌ و وعظ و ايجاد منظومه‌ هاي‌ مشهور پرداخت‌. سنائي‌ در طريقت‌ و سير و سلوك‌ مريد شيخ‌ ابو يوسف‌ يعقوب‌ همداني‌ بود و مولانا جلال‌ الدين‌ رومي با وجود كمال‌ فضل‌ ،خود را از متابعان‌ و پيروان‌ او دانسته‌ است‌.وي‌ يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ شاعران‌ ادب پارسی دری و معروف‌ ترين‌ شاعر صوفي‌ و بنيانگذار اين‌ فن‌ بشمارمي‌ رود كه‌ در سبك‌ شعر پارسي‌ و ايجاد تنوع‌ و تجدد در آن‌ نقش‌ بسزائي‌ ايفا نموده‌ است‌.سنائي‌ پس‌ از بازگشت‌ از سفر مكه‌ مدتي‌ در بلخ‌ بسر برد واز آنجا به‌ سرخس‌ و مرو و نيشابور رفت‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:55 |

حکیم ناصر خسرو قبادانی بلخی در سال 394 ق در محله قبادیان بلخ چشم به جهان گشود. نخستین تحصیلات خویشرا در زادگاهش به پایان رساند و به کسب علوم طب، موسیقی ، ریاضیات، نجوم و فلسفه با سفر های از نزد علما و دانشمندان عصر خود نیز پرداخت.

ناصر خسرو در سن 28 سالگی به سرودن شعر آغاز کرد و دارای دو دیوان یکی بزبان دری و دیگری به زبان عربی می باشد . ناصر خسرو در دربار سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود راه یافت که از احترام و عزت و مشاغل مهمی در دربار آنان بر خوردار بود ـ

اشعار ناصر خسرو حاوی مطالب و مضامین ستیزنده و پرخاشگر علیه مظالم، روحانیون دنیا پرست و تاریک اندیش و شاهان و سروران استثمار گر و مفت خور است که دهقانان و کارگران و کاسبانرا در ده و شهر مورد استمار قرار میدادند مشاهده این وضع بر روح حساس وی تاثیر نمود و بدین اساس از دربار و جاه و جلال قطع رابطه نمود به روحانیون روی آورد که متسفانه از معاشرت و صحبت با آنها خیلی در رنج و عذاب میشد. چه وی ازین نزدیکی با آنان در میابد که آنان مشتی فاقد از منطق سلیم و سالوس و متعصب، کوتاه نظر و از پادشاهان و انیران و خواجگان بدتر.

ناصر خسرو نا امیدانه مجامع روحانیون را نیز ترک و در سن چهل سالگی برای دریافت حقایق و دانستن حال و احوال مردم زحمتکش مشغول می شود وی به شهر های مختلف همچون خراسان، و هندوستان به سفر های طولانی و پر رنج می پردازد ـ

ناصر خسرو در طول این مسافرتها اثر های علمی و ادبی را برشته تحریر در می آورد که مهمترین آنها سفر نامه، روشنایی نامه و زادالمسافرین است ـ

ناصر خسرو قبادیانی بلخی در سال 448 ق در یمگان بدخشان چشم از جهان پوشید و در همان سر زمین بخاک سپرده شد.

عکس های از آرامگاه ناصر خسرو در یمگان بدخشان

 

+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:49 |

مردي كه بوي خدا مي‌داد

چهاردهم ثور، در تقويم حماسه و جهاد ياد آور غروب غمناك چشمان پر فروغ آفتابي است كه در تاريك ترين عصر يأس، پرتو اميد مي‌افشاند. در چهاردهم ثور 1365 پرچمدار بزرگ مقاوت و انقلاب بزرگ جهاني اسلام، مجاهد دلسوخته، انديشمند فرهيخته، عالم رباني حجة الاسلام والمسلمين الحاج سيد صفدر علي احساني، در گلران هرات زمزم شهادت را سركشيد. شهيد احساني قلب تپنده‌اي جهاد و مقاومت، آفتاب اميد در دل امت و بازوي توانمند انقلاب بين الملل اسلامي بود.

 

      شهيد احساني همه چيزش خدايي بود و همه چيز را براي خدا مي‌خواست و در تمام صحنه هاي مبارزه و زندگي پر افتخار او، حضور خدارا مي‌توان تماشا كرد. او با انديشه‌اي خدايي، اخلاص و تلاشهاي فوق العاده اش در راه خدا، محبوب ترين شخصيت سياسي_ جهادي شهيدي‌است كه همه مجاهد مردان به او عشق مي‌ورزند و چنين است كه همسنگر ديرينه و وفا دار شهيد احساني، استاد اخلاقي در خاطره اش مي‌نويسد:‌«شهيد حجة الاسلام والمسلمين حاج آقاي احساني در تشكيل(سازمان) نهضت اسلامي همه چيز بود. هم مسؤل بود، هم مدير بود و هم سرباز مجاهد...»

     اين كلام، بغض ها را در گلو مي‌شكند و اشك را به ماتم بزرگ فقدان غمناك چنين انسانهاي وارسته‌‌اي به مهماني مي‌خواند...!

     در اين مجال برآنيم كه گزيده زيستنامه شهيد احساني را بنگاريم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:42 |

بدون شک وجود شخصیت‌های بزرگ فکری، علمی، سیاسی، فرهنگی و... نشان‌دهنده غنای فرهنگی یک سرزمین و یک ملت است و ملت‌های متمدن و شایسته همواره از فرزانگان و مفاخر خویش تکریم و تجلیل می‌کنند. تجلیل و بزرگداشت شخصیت‌های یک ملت، از سویی ادای دین در برابر آنان و پاسداشت ارزش‌های ملی و انسانی است و از طرف دیگر تقویت و نهادینه ساختن آن ارزش‌ها و باورها برای نسل آینده آن سرزمین که هر دو لازم و ضروری است.


مردم افغانستان نیز در طول تاریخ خویش شاهد ظهور چهره‌های برجسته و پر افتخار بودند که شهرت و محبوبیت آنان حتی از مرزهای افغانستان فراتر رفته و آنان را به چهره‌های منطقه‌ای و جهانی مبدل ساخته است. سید جمال‌الدین افغانی، محمود طرزی، علامه شهید سید اسماعیل بلخی و... از جمله کسانی‌اند که عمر پر برکت خویش را در راه تأمین عدالت اجتماعی و تحقق و تأمین حقوق انسانی انسان‌ها به سر بردند و برخی از آنان در راستای اندیشه‌های والای انسانی از جان خویش مایه گذاشته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 9:20 |

زندگی و شخصيت

تولد سيد جمال الدين، چنانکه محمد مخزومی از خودش نقل می­کند در 1254ه.ق. است.[1] و اين نقل را ديگر سيره نويسان سيد نيز تأييد کرده­اند، شيخ محمد عبده شاگرد و دوست وفادار سيد، در اين باره می­گويد:  سيد جمال الدين در 1254ه.ق. 1839م. در شهر اسد آباد مركز ولايت«کنر»  در شرق افغانستان زاده شد، در هشت سالگی فراگيری علوم را شروع کرد و در اندک زمان به جهت هوش و استعداد سرشار توانست به بالاترين درجات علمی در علوم مختلف، مانند نحو و صرف، معانی و بيان، تاريخ، تفسير، حديث، فقه و اصول فقه، کلام،عرفان، منطق، حکمت عملی و نظری و ... ، برسد.[2]

  پس از پايان تحصيل اولين سفر سيد آغاز می­شود، اين سفر به هند صورت می­گيرد، سيد در هندوستان با دانش­های جديد اروپايی آشنا می­شود، سيد بعد از اقامت مدتی در هند برای انجام مناسک حج راهی حجاز می­شود و سپس به افغانستان باز می­گردد.[3] او در افغانستان به دربار امير دوست محمد خان می­پيوندد، اين دوره از حيات سيد حدود ده سال طول می­کشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:46 |

 

مولانا جلال الدين محمد بلخي؛  فرزند بهاالدين ولد سطان العلماء در ششم ربيع الاول سال ۶۰۴ در روستاي بهاالدين حومه شهر بلخ متولد شد. هنوز بحد رشد نرسيده بود كه پدر او به علت رنجشي كه از سلطان محمد خوارزمشاه پيدا كرده بود شهر و ديار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زيارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نيشابور به زيارت» عطار «عارف مشهور قرن هفتم شتافت.» او جلال الدين «را ستايش كرد. وكتاب اسرار نامه ئ خود را به او هديه داد.


پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصريه عازم مكه شد. وپس از بر آوردن مناسك حج قصد شام كرد و مدتها در آن شهر ماند و در پايان عمر به شهر قونيه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق ميپرداخت.
جلال الدين محمد پس از وي در حالي كه بيش از24 سال از عمرش نمي گذشت بر مسند پدر نشست و به ارشاد خلق پرداخت. در اين هنگام برهان الدين محقق ترمذي كه از تربيت يافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ويراني آن سرزمين به قونيه آمد و مولانا او را چون مراد و پيري راه دان برگزيد و پس از فوت اين دانا مدت 5 سال در مدرسه پدر خود به تدريس فقه و ساير علوم دين مشغول شد. تا آنكه در سال 642 هجري به شمس تبريزي برخورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:41 |

ابر مرد خرد و دانش                    
پوهنوال دکتور ب . شیوا مل


شیخ الرئیس. حجته الحق. ریس العقلا. شرف الملک ابوعلی سینا (حسین پسر عبدالله حسن پسر علی پسر سینا)


در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی. علمی.فرهنگی.ادبی .سیاسی.اجتماعی و ملی انهاست که این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذ اشته اند که باید انرا گرامی و عزیز داشت و انرا بارور ساخت.


شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا. به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطا بق 980 میلادی ) از پدر بلخی‌ایی بنام عبدالله (از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مرکز ماورالنهر و خراسان آن زمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه افشنه از توابع بلخ طفلی چشم به جهان گشودکه نامش را حسین گذاشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 7:59 |
     

(جهانمردی بر خاسته از  دهکده­ی المیتوی جاغوری)

                                                                                              نوشته علی قاسمی

http://aliqasimi.blogfa.com/

علامه الحاج شیخ  محمد علي مدرس افغاني فرزند مرادعلی  در سال 1284 خورشیدی در قریه خربيد المیتو  ولسوالي جاغوري از توابع ولایت غزنی کنونی چشم  به جهان گشود. محمدعلی مدرس درآن زمانیکه اصلا در مناطق دور دست جاغوری  مکاتب رسمی دولتی فعالیت نداشت، تحصیل ابتدائی را  در نزد پدر مرحومش و عالم منطقه مشهور به شیخ خربید فراگرفت و در آغاز نوجوانی همراه با پدرش عازم ایران شد  و در مشهد مقدس رضوي تحصيلات خود را ادامه داد. شرح نظام را نزد اديب اول و ساير متون درسي ادبي را از عالم معروف شيخ محمد تقي هروي مشهور به اديب نيشابوري آموخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد ميرزاحسين احساني در ساعت 8:38 |