|
|
|
|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||
كشته و زخمي شدن بيش از 110 نفر افغانستاني در حادثه رانندگي در ايران مرتد شدن جوان افغان بخاطر هوس و گرويدن به آيين سيك. اختراع چندین طرح بزرگ صنعتی ازسوی یک نابغه افغانی گزارشي ازفعالیت های قرآنی، فرهنگی؛ کتابخانه ودار القران امام هادی (ع) در جاغوری افغانستان ،الگوی عملی تقریب مذاهب اسلامی ! دعوتگر پرشور مسیحی چگونه اسلام را قبول کرد؟
|
كشته و زخمي شدن بيش از 110 نفر افغانستاني در حادثه رانندگي در ايران طي يك حادثه دلخراش رانندگي در استان فارس جمهوري اسلامي ايران بيش از 110 تن از هموطنان افغاني ما كه به طور چاقاق وارد كشور ايران شده بودند و سوار كاميون عازم شيراز بودند در تاريخ پنجشنبه 1387/5/31 بر اثر واژگون شدن كاميون حامل آنها كشته و زخمي شدند. در اين حادثه 30 نفر كشته و 80 نفر مجروح گشته اند كه حال برخي از مجروحان حادثه وخيم گزارش شده است. ما از وقوع اين حادثه دلخراش به شدت متأثر شده و همدردي خويش را با باز ماندگان آنان اعلام ميداريم. اما سوال اينجاست كه چرا هموطنان ما علي رغم سخت گيري دولت جمهوري اسلامي ايران بر افراد غير مجاز و فاقد مدرك و نداشتن اجازه كار، هزينه هاي گزاف را به قاچاقچيان انسان پرداخته و اين خطرات را برجان خريده و سر به كف راهي ايران ميشوند؟ آيا ايران شهر آرزوها و روءياهاي افغانهاست كه چنين خطرات را متحمل شده و با هزاران مشقت راه كشور همسايه را درپيش ميگيرند؟ پاسخ بسيار روشن است و آن اينكه هموطنان ما براي پيدا كردن يك لقمه نان براي خانواده و فرزندان خود چنين سفر مشقت بار و پر مخاطرهاي را در پيش ميگيرند تا فرزندان شان از گرسنگي نميرند. علت آن هم اين است كه متأاسفانه دو لت افغانستان در چند سال گذشته هيچ اقدام مؤثري جهت بهبود امنيت نكرده و زمينه كار را در كشور براي شهروندان خود را فراهم نكرده است. هيچگونه طرح هاي مؤثر عمراني، اقتصادي و اشتغال زا كه براي هموطنان ايجاد كار نموده و از مهاجرت آنان به خارج كشور جلو گيري نمايد در دست نداشته و ندارد. سرمايه گزاري خارجي هم به علت نبود امنيت انجام نميگيرد. سر مايه گزاران داخلي و كارخانه داران هم به جهت نا امني و رشد روز افزون اختطاف و گروگان گيري مجبور ميشوند سرمايه هاي خود را از كشور خارج نمايند. تعدادي معدود كارخانه هاي توليدي شخصي كه توسط سرمايه داران كشور ايجاد شده است هم به دليل واردات بي رويه و بدون كنترل كالا و اجناس از كشورهاي همسايه توان رقابت با اجناس وارداتي موجود در بازار را نداشته يا ورشكست شده ويا در آستانه ورشكستگي قرار گرفته اند. به نظر شما مسؤل اين همه نابساماني چه كساني است؟ ================================================================ مرتد شدن جوان افغان بخاطر هوس و گرويدن به آيين سيك. جوان سست عنصر افغان بنام محمد جواد داعي كه يكي از كارمندان شركت مخابرات افغان بيسيم بوده به دليل عشق به يك دختر سيك به نام انار كلي هنر يار و رسيدن به اميال و هوس هاي شهواني خويش به آيين سيك گرويده است. وي كه عاشق دختر سيك بوده از او درخواست ازدواج ميكند و اوهم شرط خود را براي ازدواج گرويدن وي به آيين سيك اعلام ميكند كه نامبرده هم قبول ميكند. گفتني است كه متأسفانه به دليل شرايط بد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و امنيتي كشور، از سالها بدين سو مبلغان مسيحي با سوء استفاده از وضعيت نامطلوب كشورما و سوء استفاده از نياز و فقر مردم و با دادن وعده پناهندگي در كشور هاي اروپايي و كمك هاي ناچيز مالي مردم بي سواد و فقير كشور مان را به دين تحريف و مسخ شده و خرافاتي مسيحيت دعوت نموده و عدهاي را هم فريب داده است. ما از نهاد هاي فرهنگي و قضايي كشور ميخواهيم كه جلو اين گونه فعاليتهاي غير قانوني را در كشور بگيرد. و با عوامل آن برخورد نمايد تا بيش از اين باعث گمراهي افراد ضعيف الايمان و ضعيف النفس نشود.
اين هم دو عدد عكس از اين جوان گمراه. و اين هم عكس معشوقه اش انار كلي ================================================================
غير از پشتونها همه مهاجرند. نويسنده: م الف هردم ازين باغ بري ميرسد تازه تر از تازه تري ميرسد هنوز از اقدامات ضد فرهنگي وزير فرهنگ عليه زبان فارسي چيزي نگذشته كه اينبار فرد ديگري از همان قماش و با همان تفكرات يعني «علم گل خان» وكيل كوچيها در جلسه علني مجلس شوراي ملي اقوام غير پشتون را همه مهاجر خوانده و فقط پشتونها را باشندگان اصلي كشور دانسته است. گفتني است كه در هفته گذشته دولت كرزي طرحي را در شوراي ملي ارائه كرده است كه درآن كوچي ها علاوه بر حق داشتن ده نماينده در مجلس شوراي ملي بتواند در ولايات هم حوزه های انتخاباتی مختلف را ایجاد نماید این درحالیست که سایر اتباع کشورباید درولایات مربوطه شان رای بدهند. اين طرح اعتراض برخي وكلا را در پي داشت كه آن را مخالف ماده 22 قانون اساسي- كه هر نوع تبعيض را ميان اتباع افغانستان ممنوع است- ميدانستند. در واكنش به اين اعتراض بجا و به حق وكلا به اين طرح تبعيض آميز، وكيل كوچيها اين قوم را باشنده هاي اصلي افغانستان ناميده و ديگر اقوام را مهاجر خواند. براستي چرا چنين چيزهايي مطرح ميشود و اين نوع تفكرات از كجا نشأت ميگيرد و اين اصطلاحات «باشندگان اصلي» و «صاحبان اصلي» از كجا پيدا شده ؟ آيا علم گل خان تنها است يا همفكران و همقطاران ديگر هم دارد؟ و آيا اين حرف او يك واكنش احساسي در برابر اعتراض ديگر وكلا به طرح دولت بوده است يا مسأله عميقتر از اين است و ناشي از يكنوع طرز فكر و برتري طبي قومي قبيلهاي است؟ سوگمندانه بايد گفت كه علم گل خان تنها نيست و اين حرف او نه يك واكنش احساسي بلكه ناشي از يكنوع طرز فكر فاشيستي است كه عدهاي در پي ترويج و عملي كردن آن است. كتاب شيطاني «سقاوي دوم» نوشته سمسور افغان، ترجمه خليل الله وداد يارباش را گر مطالعه كنيد به عمق اهداف فاشيستي اين باند پي ميبريد. يكي از چيز هاي كه باعث شده عدهاي دچار سوء فهم شده و فكر كند افغانستان متعلق به افغان(پشتون)ها است اسم بدون مسمي و نا مأنوس افغانستان براي كشور ماست. و قتي آنها در برابر عدالت خواهي اقوام ديگر قرار ميگيرد چنين استدلال ميكند: چنانكه از اسم كشور پيداست كشور مال پشتونهاست تاجيكستان، ازبكستان و يا هزارستان كه نيست. اينجا افغانستان يعني جاي افغان(پشتون) ها است. تاجيكها بروند تاجيكستان ازبكها بروند ازبكستان هزاره ها هم چون جايي براي رفتن ندارند بروند گورستان! و سعي هم شده كه به آنجا فرستاده شود. بر خي ديگر از اين افراد ميگويند كه شما ادعاي حق و حقوق نكنيد همين كه ما شما را بعنوان افغانستاني و داراي تابعيت افغانستان پذيرفته ايم براي شما كافيست. و طوري قوم خود را صاحبان اصلي كشور ميگويند كه گويا واقعا اقوام ديگر مهاجر و يا مهاجم اند! يادم هست كه در موقع تشكيل لوي جرگه قانون اساسي وقتي نمايندگان فارسي زبانها اسرار ميكردند كه سرود ملي به دو زبان فارسي و پشتو سروده شود و يا اينكه تنها موزيك بدون كلام باشد، انور الحق احدي وزير ماليه و ريس سابق بانك مركزي در مصاحبه با راديو «بي بي سي» در دفاع از اينكه سرود ملي بايد تنها به زبان پشتو باشد چنين استدلال مينمود كه چون نام كشور افغانستان است نه تنها سرود ملي به زبان پشتو باشد بلكه بايد تنها زبان رسمي كشور هم پشتو باشد و اينكه ما قبول كرديم كه زبان دري در كنار زبان پشتو زبانهاي رسمي كشور باشد اين لطفي است كه ما در حق آنها (دري زبانها) لطف كرده ايم. اين در حاليست كه از نام گزاري كشور به اين اسم بيش از 250 سال نميگذرد در حاليكه اقوام مذكور پيش از آن و حتي پيش از ورود اسلام در خراسان بزرگ حضور داشته و ساكن اين منطقه و تمدن آفرين بوده است و امروزه شخصيتهاي آن مانند ابن سينا، حضرت مولانا جلال الدين بلخي و ... افتخار بشر به شمار ميرود. سوال اين جاست كه كشور ما با داشتن افراد تنگ نظري مانند علم گلخان و ... با يك چنين طرز تفكرات، روي آباداني و آرامش را خواهد ديد و آيا وحدت ملي، باز سازي كشور، همزيستي مسالمت آميز و برادرانهي همه اقوام ساكن كشور ممكن و ميسور خواهد بود؟ اين پرسشي است كه شما خوانندگان محترم بايد به آن پاسخ دهيد. عكس از كتاب سقاوي دوم
==================================================================== اختراع چندین طرح بزرگ صنعتی ازسوی یک نابغه افغانی یک نابغه افغانی می گوید طرحهایی را که وی درعرصه صنعت ماشین سازی اختراع نموده است تا حالا دردنیا ساخته نشده است. رجب علی اندیشمند مخترع این طرحها گفت: حاضراست با شرکت های بزرگ صنعتی درراه اندازی طرحهایش همکاری کند. آقای اندیشمند می گوید ده طرح وی دردنیا نظیر ندارد و بیشترآن درعرصه صنعت ماشین سازی کاربرد دارد. نوآوری درخط راه آهن، اختراع سپرجدید وسایط نقلیه، طرحی ازنسل جدید قایق و کشتی های بحری، فن آوری درزمینه مسلح ساختن وسایط نقلیه درفصل سرد و ایجاد ایمنی جدید درعرصه صنعت ماشین های تیز رفتار ازجمله طرحهای اندیشمند است. به گفته این مخترع افغانی، سپری را طراحی نموده است که درهنگام تصادف وسیله نقلیه ازصدمه رساندن به شخص جلوگیری می کند و درعین حال به وسیله نقلیه نیز آسیب نمی رسد. اندیشمند ادعامی کند هرشرکت ماشین سازی که از طرح های وی استفاده کند سالانه 300 میلیون دالر عاید خالص بدست خواهد آورد. اندیشمند به خبرگزاری صدای افغان گفت: موتری را اختراع کرده که به اثر نیروی مقناطیس بدون انرژی برق حرکت می کند و کشتی را طراحی کرده که حتی درصورت نفوذ آب به بدنه آن غرق نمی شود. طی چندین دهه جنگ درافغانستان هزاران مبتکر، اندیشمند و صاحب نظرکشور را ترک نموده اند. اخیرا دولت افغانستان اعلام کرده است که ازبرگشت مبتکرین و صاحب نظران افغان مقیم خارج به کشور استقبال می کند. اما اندیشمند می گوید به دلیل عدم استقبال دولت ازطرحهای وی دیگر حاضر نیست به ادارات دولتی مراجعه کند. درعین حال وی از سرمایه گزاران و شرکت های خصوصی خواست تا درراستای عملی شدن طرحهایش وی را یاری رسانند. اندیشمند دراین خصوص به موشک دوربرد و شبکه صرفه جویی ازآب اشاره کرد. چندی پیش یک اداره به حمایت از مبتکرین کشور ایجادشد. مسئولین این اداره می گویند آنان درصدد تشویق و استقبال مبتکرین کشور می باشند. اما اندیشمند گفت: افکار و طرحهایش ازسوی دولت و ادارات ذیربط نادیده گرفته شده است. گفتنی است طرح یک اسکواتور از اندیشمند درمسابقه که دوسال پیش ازسوی وزارت اطلاعات و فرهنگ براه انداخته شده بود به مقام اول رسید.
========================================== ========================================== در ادامه اقدامات ضد فرهنگي عبد الكريم خرم وزير اطلاعات و فرهنگ!!! با خبر شديم كه او در يك اقدام فاشيستي و ضد فرهنگي ديگر دستور مجازات چند تن از کارمندان نشراتی و تلويزيون ملي را در ولایتهاي كابل و بلخ صادر نموده است آن هم تنها به دلیل اینکه کارمندان فوق الذکر از کلمات زبان مادری خویش یعنی فارسی استفاده کرده اند. و جالبتر اینکه جرم یکی از گزارشگران فوق را «استفاده از کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی! (دانشگاه، دانشکده و دانشجو) » عنوان نموده و توبيخ كرده است. و بصير بابی گزارشگر با سابقه راديو و تلويزون ملي از وظیفه اش انفصال یافته وفکرت رییس تلویزیون محلی بلخ نیز مجبور به پرداخت جریمه نقدی گردیده و تهدیدهای را نیز دریافت داشته اند. وي در حالي از بكار بردن واژه هاي اصيل زبان فارسي در بخشهاي نشرات فارسي تلويزيون اظهار ناراحتي ميكند كه به دستور جناب وزير وزرارت اطلاعات و فرهنگ به وزارت « فرهنگ و توريزم» و نگارستان ملي به «گالري ملي» تغيير نام پيدا ميكند!!! اگر وي از فرهنگ چيزي ميفهمدما از او مي پرسيم كه آيا واژه هاي توريزم «Tourism» و گالري «Gallery» از كدام زبان است آيا از زبان دري است؟ كه قطعا نيست و يا از زبان پشتو است؟ كه باز هم پاسخ منفي خواهد بود. اين در حالي است كه امرزه صدها واژه انگليسي، اردو، فرانسوي، عربي و ... در مطبوعات و رسانه هاي كشور بكار ميرود و هيچكس حساسيت نشان نميدهد. تابلو هاي سر در دكان هاي شهر كابل را كه نگاه كنيم به ياد پاكستان مي افتيم. آيا جناب وزير در خصوص اين موارد كدام اقدامي كرده است؟ يا آنها( توریزم، کلتور یا کالچر، ژورنالیست، هاوس، یونیوریستی و ...) مطابق فرهنگ ملي و اسلامي است؟ به نظر ميرسد كه اين اقدامات برنامهاي از پيش طراحي شده توسط باند خاص و مشخص يعني (طالبان كراواتي با بينيش ملا عمري و تفكرات عبدالرحماني) جهت فارسي زدايي و ضديت با زبان فارسي است كه بيش از هزار سال زبان مردم اين مرز وبوم بوده و هست و خدمات شايسته اي را در جهت رشد و تعالي فرهنگ بشر و دين مبين اسلام ارائه كرده است و شخصيتهاي مهم تاريخي و افتخارات تاريخ ما چون: شیخ الرئیس ابوعلی سینای بلخی، محمد جلال الدین مولوی بلخی، ابو نصر فارابی، خواجه عبد الله انصاری هروی، جامی هروی، ناصر خسرو بلخی، رابعه بلخی، سعد الدین تفتازانی، رودکی، بیدل، حکیم ابو القاسم فردوسی طوسی، عطار نیشابوری، سنايي غزنوي و...با آن سخن گفته كتابها نوشته و شعر سروده است. آيا ميتوان با اين اقدامات ضد فرهنگي، تعصب آميز، تفرقه افكنانه و جاهلانه جلو نشر زبان فارسي را كه 98 درصد پايخت نشينان و 70 درصد مردم كشور با آن گفتگو ميكند راگرفت. و آيا ميشود با زور زبان پشتو را بر مردم تحميل كرد؟ چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا؟! اين پروسه از زمانها قبل و آنوقت كه شخصيت هاي با سواد و فرهنگ دوست مثل آقايان «سيد مخدوم رهين» و «عبد الحميد مبارز» بر اثر فشارهاي اين باند خاص و بانفوذ در بدنه دولت بيكفايت كرزي، كنار رفت برنامه ريزي شده و به اجرا گذاشته شد كه اگر جلو آن گرفته و در مقابل آن ايستادگي نشود پرا از اين هم فراتر خواهد گذاشت. ما مجدانه از نمايندگان ملت در مجلس ملي كشور مي خواهيم كه جلو اين خودكامگي ها و اقدامات ضد ملي و ضد فرهنگي را گرفته و زمينه چاپ تمامي اسناد دولتي مانند تذكره، پول ملي و... را به هردو زبان رسمي كشور يعني پشتو و دري فراهم نمايد. اگر دري و پشتو هردو زبان رسمي است چرا بانكنوتها و تذكره ها فقط به زبان پشتو چاپ و نشر ميشود؟ و از تمامي روشنفكران دانشگاهيان و اصحاب فرهنگ و رسانه هاي جمعي و دلسوزان به فرهنگ و وحدت ملي كشور ميخواهيم كه همه يكدل و يكصدا در مقابل فرهنگ ستيزي خرم صاحب مقاوت نموده و صداي اعتراض خود را بلند نموده و بگوش نمايندگان ملت در مجلس ملي برساند. و اين نوشته را در سايتها و وبلاگ هاي خود نشر و منعكس نمايند. شما ميتوانيد نظريات خودرا پيرامون اين نوشته از طريق ايميل براي ما بفرستيد. Ehsani115@yahoo.com مديريت پايگاه ديني، سياسي و اجتماعي آريانا. ====================================================== ============================================ پولها و دولتها: سرگذشت پول کاغذی در افغانستان
شصت هشت سال پیش
در سال ۱۳۱۸ خورشیدی ، بانک مرکزی افغانستان (دافغانستان بانک) در کابل
تاسیس شد و در ۲۶ دلو همان سال، این بانک پولهای جدیدی را به چاپ رساند.
اولين اسکناس افغانی در سال ۱۲۹۸خورشیدی منتشر شد
تجديد چاپ روپيه کابلی
با اصلاحاتی که
صورت گرفت، اوزان افغانستان به سیستم متریک در آمد و بعد از این تاریخ
بود که واحد پول افغانستان، از "روپیه" به "افغانی" تبدیل شد.
تجديد چاپ اسکناس با مهر حبيب الله کلکانی
سری اول چاپ اسکناس در زمان ظاهر شاه
حذف زبان فارسی
با تاسيس "دافغانستان بانک" عبارات و واژه های فارسی از اسکناسها حذف شد
در دوره داوود خان، طرح اسکناسها يکسان بود
نشان خلق در اسکناسهای دوره خلقی ها
در دوره پرچمی ها، نشان حکومتی از اسکناسها حذف شد
دوره مجاهدین
در دوره مجاهدين، ارزش پول افغانی به شدت کاهش يافت
دولت افغانستان اميدوار است به روش ديرين تغيير پول با تغيير دولت پايان داده باشد
================================================ بسم الله الرحمن الرحیم
گزارشي ازفعالیت های قرآنی، فرهنگی؛ کتابخانه ودار القران امام هادی
(ع) در جاغوری ================================================================== گزارشي از باميان و بند امير تهيه و تنظيم: سيد حسين واعظ زاده موقعيت جغرافيايي ولايت باميانولايت باميان در 190 كيلومتري شمال غرب كابل و در دامنه شمالي سلسله جبال (بابا) قرار دارد. اين سرزمين جزء مرتفع ترين نواحي مركز افغانستان محسوب ميشود. ولايت باميان داراي هفت ولسوالي (شهرستان) به نام هاي يكاولنگ، سيغان، كامرد، شيبر، مركزي، پنجاب و ورس مي باشد. تعداد نفوس اين ايالت طبق احسائيه سازمان ملل متحد در سال 2005 بالغ بر 371900 نفر اعلام گرديد. از اين تعداد نفوس حدود 85% اهل تشييع و بقيه آن را اهل تسنن و ديگر اقليت هاي مذهبي تشكيل مي دهد. از نظر وضع اقليمي، باميان داراي زمستان بسيار سرد و برف گير و در فصل بهار و تابستان بسيار خوش آب و هوا و سرسبز مي باشد. وجود صدها اثر باستاني و تاريخي بويژه (جاي خالي) دو مجسمه غول پيكر (سلسال) با 53 متر ارتفاع و (شهمامه) با ارتفاع 35 متر و با قدمت 2800 ساله توجه هزاران توريست و جهان گرد را به خود جلب مي نمايد واز اقصي نقاط جهان سياحال را به سوي اين ديار رهنمون مي شود.
«باميان در دوران حكومت طالبان»در دوران حكومت شش ساله طالبان، اين ايالت متحمل آسيب هاي غير قابل جبران و مضّرات غير قابل توصيف گرديد. مهاجرت مردم، آتش زدن خانه ها، تخريب اماكن فرهنگي، نابودي كتاب خانه ها و كتب ديني، كشتار دسته جمعي مردم بي گناه و بي دفاع اين سرزمين از شاخصه هاي بيداد و ستم طالبان به حساب مي آيد. در دوران حكومت سياه طالبان، باميان به معركهاي جنگ هاي خونين و ويرانگر ميان گروه طالبان و اتحاديه شمال تبديل شده بود. خسارات و آسيب هاي ناشي از جنگ هاي داخلي احزاب سياسي در سالهاي قبل از طالبان و بعد از پيروزي انقلاب جامعه شيعي اين سرزمين را در سراشيب سقوط قرار داد. باميان پس از سقوط طالبانپس از سقوط رژيم طالبان هم چنانكه اميد تازهاي در كالبد جامعه افغانستان دميده شد، سراسر كشور و به خصوص ولايت باميان به دليل موقعيت حساس جغرافيايي آن به بازار آزاد انواع و اقسام فساد، و انحرافات اخلاقي تبديل شد. فشار بي امان و رفتارهاي افراطي و غير منطقي طالبان متحجر نسبت به دستورات خشك، بي روح و خشن خودشان كه در واقع لايه زرورقي بر روي اعمال لجين و ننگين آنان بود، از يك طرف و سيل تبليغات مسموم غرب و به ويژه آمريكا و انگليس از سوي ديگر زمينه را براي هر گونه انحراف و فساد مهيّا ساخت. عرضه دستگاه هاي ماهواره با امكان دسترسي به بيش از هزار كانال تصويري اكثراً مستهجن و غير اخلاقي با قيمت بسيار ناچيز نمونه ي از تهاجم فرهنگي غرب و آمريكا در اين ولايت مي باشد. اشاعه انواع ناهنجاري ها و انحرافات در ميان نسل جوان و كشاندن زنان و دختران جوان در عرصه هاي كار و فعاليّت به بهانه هاي مختلف و تحت پوشش شعار حقوق بشر و حقوق زنان، بدون فراهم بودن بستر مناسب كاري براي آنان و بدون فرهنگ سازي و تعريف مسئوليّت و وظيفه براي زنان و دختران، كه منجر به آسيب هاي مخرب و جبران ناپذير براي نسل در حال رشد گرديده است، از ديگر ارمغان هاي آمريكا و غرب براي ما مي باشد.
«موقعيت جغرافيايي بندامير»عنوان« تنها پارك ملّي افغانستان» بيان گر اهميّت و استراتژي جغرافيايي منطقه بند امير ميباشد. بند امير در 75 كيلومتري شمال غرب ولايت باميان و در 34 كيلومتري و لسوالي يكاولنگ قرار دارد. ساحه پارك ملي بند امير 75000 هكتار زمين را شامل مي شود. ارتفاع ناحيه مذكور از سطح دريا 2909 متر است. كه در طول البلد 22-11-67 شرقي و عرضي البلد 19-49-34 شمالي و در ميان سلسله جبال هندوكش و بابا قرار دارد. آب كوه هاي مرتفع و برفگير اطراف به اين درياچه ها نفوذ مي كند، و با محلول آهك و كلسيم كاربونت مخلوط گشته از دهانه خروجي جريان آب به شكل شير آبي در مي آيد. جداره هاي اطراف كه اكثراً از سنگ هاي رسوبي تشكيل يافته است بطور طبيعي ساختمان هاي بسيار زيبا و ديدني را به وجود آورده. كه شكل كنوني اين جداره ها جذابيت منظره مذكور را دو چندان كرده است. در مركز پارك ملي بند امير شش سد كوچك و بزرگ وجود دارد به نام هاي: بند ذوالفقار بند پودينه، بند پنير، بند هيبت، بند قنبر، و بند غلامان كه به طور طبيعي در طول هم قرار دارد. آب هر يك از اين سدهاي طبيعي به پايين دره خود سرازير مي شود كه در نتيجه چندين آبشار بسيار زيبا به وجود آورده است. در داخل محدوده پارك ملي بيش از بيست قريه وجود دارد. در قسمت مركزي پارك ملي و در منتهي اليه بند هيبت يك بناي تاريخي وجود دارد كه قدمت آن به حدود صد سال مي رسد معروف و مشهور به « مزار بند امير» مي باشد، در كنار بقعة مذكور آرامگاه چند تن ازبزرگان واجداد سادات بند امير قرار دارد، از آن جمله آرامگاه سيد علي حسن حاجي و شاه سيد شاه كه هر دو از اجداد سادات قريه جارب كشان هستند، قرار دارد. مردم بومي كه از اقصي نقاط كشور به منظور تفريح و زايارت به اين جا مي آيند، اين زيارتگاه را مقدس شمرده و بعنوان قدمگاه مولا علي(عليه السلام) از خاك اطراف آن براي تبرك برداشته و از در ديوار آن طلب حاجت مي كنند، هرچند كه تابلوي حك شده سر در آن گوياي حقيقت ديگري است، در تابلوي سر در اين بنا كه از جنس گچ پخته و به صورت برجسته مكتوب گرديده است، جملة «مسجد شريف امير» به خوبي پيداست. اما عوام الناس به اين تابلوي توجه چنداني نداشته و احكام مسجد را كمتر در حق آن رعايت مي كنند. در سال هاي قبل از جنگ توريزم بعنوان يك منبع درآمد اقتصادي براي مردم منطقه محسوب مي شد. جهان گردان و سياحان كه ابتدا براي ديدن دو مجسمه بزرگ شهر باميان مي آمدند و سپس جهت گردش تفريح به بند امير مي آمدند. با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان عليه ارتش سرخ شوروي، بساط توريزم از اين ناحيه بطور كلي برچيده شد و اين وضع در دوران جنگ هاي داخلي احزاب و هم چنين در دوران حكومت طالبان ادامه داشت. پس از سقوط رژيم طالبان و روي كار آمدن دولت موقت هجده ماهه به رياست آقاي حامد كرزي، بند امير سال به سال جمعيت افزونتري به خود جذب نموده و رونق بيشتر پيدا كرد. در دوران حكومت طالبان و چپاول نيروهاي القاعده و خارجي ها، مردم بند امير با بحران هاي شديدي روبرو شدند تا حدي كه مردم منطقه 95% شان راه مهاجرت در پيش گرفتند و 5% ديگر نيز به كوه ها و درهّ هاي اطراف پناه بردند. مردم بندامير در اين شش سال سياه تمام مايملك خود را از دست دادند، احشام آنها يا تلف شدند و يا با قيمت بسيار اندك به فروش رفت، كشاورزي مردم به دليل خشكسالي هاي پي در پي در حد صفر رسيده بود و حتي خانه هاي محقر آنان توسط ايادي طالبان به آتش كشيده شد. زندگي مردم بندامير پس از سقوط طالبان بسيار شبيه زندگي پس از طوفان نوح بود. يعني همه چيز بايد از صفر شروع مي شد. وضع زندگي مردم بندامير نسبت به دوران حكومت طالبان و حتي قبل از آن تا حدّي بهبود يافته است. عمده درآمدي مردم منطقه دامداري و كشاورزي مي باشد. هر چند كه فعاليت هاي تجاري و كار در مؤسسات غير دولتي خارجي (N.G.O) روز افزون بوده و در حال رشد است. به دليل استراتژي جغرافياي بندامير و اشتياق سرمايه داران خارج از منطقه به سرمايه گذاري در بند امير و پلانهاي متعددي كه دولت در اين ساحه در نظر دارد، مردم بندامير در سال 1385 گرد هم آمده و يك شوراي را تحت عنوان «شوراي هماهنگي بندامير» تأسيس و آن را در وزارت عدليه افغانستان ثبت و راجستر كردند. شوراي مذكور كه افزون بر بيست قريه در آن عضو هستند، از زمان تأسيس تا كنون به سرپرستي حجه الاسلام سيدسكندر بلاغي مشغول فعاليت مي باشد. در منشور شوراي مذكور مصوب سال 1385 فعاليت در بخش هاي ذيل به چشم مي خورد: 1. فعاليت در راستاي بهبود بخشيدن به وضع زندگي و رفاه حال مردم منطقه. 2. تطبيق پروژه هاي كه از ناحيه ادارات دولتي از قبيل اداره ملي محيط زيست، وزارت زراعت و مالداري، اداره حفظ ميراث فرهنگي و مؤسسات توريستي و جهانگردي و... به تصويب مي رسد. 3. ايجاد مراكز فرهنگي، ديني و تقويت اين مراكز. از جمله فعاليت هايي را كه شورا از زمان تأسيس تا كنون انجام داده است موارد ذيل است: 1. راه اندازي برق آفتابي (سولر) براي بيش از صد خانوار با همكاري مؤسسة (A.C.C) همراه با يك وركشاب و افراد دوره ديده و مجرب در زمينه برق آفتابي (سولر). 2. لوله كشي آب صحي بهداشتي به صورت كاناليزه و تصفيه شده براي حدود چهل خانوار با همكاري هلال احمر. 3. اجراي پروژه تنظيف و پاكسازي در اطراف بندها در ايام تابستان با قراردادن سطلهاي زباله و گماشتن افراد در جهت نظافت در اطراف بندها و تفريح گاه ها. 4. طرح تأسيس مسجد جامع و مدرسه اميرالمومنين (عليه السلام) واقع در كنار بند غلامان و بند قنبر و در نزديكي ليسه (دبريستان) شهيد محمودي به سرپرستي حجه الاسلام ولمسلمين الحاج سيدمحمد واعظ از علماي صاحب نفوذ و متشخص منطقه وعضو شوراي علماي سراسري افغانستان. افرادي كه به بندامير مراجعه مي كنند شامل سه دسته مردم اند: 1. جهانگردان و سياحان كه بيشتر به منظور كارهاي تحقيقاتي در زمينه هاي آب، سنگ، ماهي ها، پرندگان و... به اينجا مراجعه مي كنند. 2. افراد بومي كه اكثراً از شهرها و به منظور سپري كردن ايام تعطيل و تفريح و تنزّه به اين جا مراجعه مي كنند. 3. افراد بومي كه اكثراً از قريه جات به اين جا مراجعه مي كنند كه هدفي جز زيارت قدمگاه مولا علي (عليه السلام) و گرفتن حاجت ندارند. طبق آمار به دست آمده بيشترين مراجعه كننده را دسته سوم تشكيل مي دهند. حضور پرتعداد دستة سوم باعث شده است تا در بندامير يك خلأ بزرگ فرهنگي و ديني احساس شود، اين ضرورت توسط علما و طلاب ديني به خوبي احساس شده و براي پر كردن اين خلأ بود كه طرح مسجد جامع و مدرسة اميرالمومنين (عليه السلام) و در كنار آن يك كميسيون فرهنگي پي ريزي شد. در بُعد مادي در بند امير بسياري از خدمات و لو در حدّ ابتدايي آن وجود دارد، كه در فصل گرما در راستاي رفاه حال مسافرين و توريست ها مشغول فعاليت اند. اين خدمات شامل 11 باب هتل ابتدايي، 20 باب دكان(مغازه) بنجاره(خاربار فروشي)، 2 مركز خدمات عكاسي و فيلم برداري، 2 مركز تعميرات انواع موتورها(ماشين) و ديگر عراده جات، 11 دستگاه انواع قايق هاي موتوري، پاروي و پايدلي، 12باب مسافرخانة ابتدايي، حدود 100 باب خيمه كرايي در اندازه هاي مختلف،22 باب سرويس تشناب (دستشويي) ابتدايي، زمين فوتبال، زمين واليبال، انواع تابلوهاي راهنمايي براي وسايط نقليّه و تابلوهاي اخطاري و راهنمايي براي مسافرين؛ ميوه جات از قبيل خربزه، تربوز(هندوانه)، سيب، انگور، زردآلو، بادرنگ(خيار)، توت، كِشته(برگه) در اختيار مسافرين قرار دارد. اما با كمال تأسف در بُعد فرهنگي و ديني مردم هيچ گونه كاري عملي تا كنون صورت نگرفته است. در اطراف بندها تنها چيزي كه به عنوان شعائر ديني و اسلامي توجه انسان را به خود جلب مي كند وجود يك تابلوي سبز رنگ بسيار كوچك كه اين جمله بر روي آن نوشته شده است: «مسجد و قدمگاه حضرت علي عليه السلام» و چند تابلوي سياه رنگ كه بر روي يكي از آنها «زيارت امين الله» نوشته شده، در داخل بناي مذكور بر روي ديوار نصب شده است،مي باشد كه 95/0 مردم سواد خواندن آن را نيز ندارند.
«پيشينه دينداري درميان مردم بندامير»با كمال تأسف ارزشهاي ديني در ميان مردم بندامير عصر طلايي خودش را پشت سر گذاشت، وضعيت ديني مردم بندامير در زمانهاي قبل از انقلاب و دوران انقلاب نسبت به امروز آن بسيار متفاوت بود. مردم بندامير در آن زمان يكي از متدين ترين مردمان منطقة هزارجات محسوب مي شدند. اين وضع به دليل حضور عالمان ديني كه علاوه بر مقام والاي علمي، داراي اخلاق نيك اسلامي بود، به وجود آمد. مردم نسبت به علماي ديني ارادت خاصي داشتند و علما نيز با تمام وجود به فكر حلال و حرام و ديگر مسائل شرعي آنان بودند. اين رفتار متقابل و مثبت باعث شده بود تا مردم بندامير همچنان نسبت به مسائل ديني و اعتقادي شان پاي بند بمانند. علماي ديني بندامير علاوه بر اين كه همواره محور و منشأ خدمات خوبي براي مردم منطقة خود بودند، فعاليت هاي ديني زيادي را در خارج از منطقه و مناطقي كه ضرورت ايجاب مي كرد، انجام مي دادند. كه از آن جمله مي توان به خدمات كم نظير سيدعلي حسن حاجي در ميان مردم سيغان، خدمات شايان شاه علي عطا حاجي در ميان مردم بلخاب و بيش از يك دهه خدمات جناب حجت الاسلام و المسلمين الحاج سيد محمد واعظ در بين مردم شيعه منطقه چهار كنت مزار شريف اشاره كرد. از ديگر شخصيت هايي كه مايه رونق و گرمي محافل ديني بودند مي توان به حضرت حجت الاسلام شهيد سيد حيدر محمودي، حجت الاسلام الحاج سيد موسي، حجت الاسلام الحاج سيد داود شاه و حجت الاسلام الحاج سيد محمد مجاهد اشاره كرد. با آن كه مردم بندامير در آن زمان وضع مالي خوبي نداشتند اما از نظر تدين در جايگاه خوبي قرار داشتند. «وضع فرهنگي و ديني مردم بندامير بعد از سقوط طالبان»بندامير با داشتن چنان سابقهاي، در حال حاضر از جهت شيوع انواع فساد و انحرافات در ميان مردم تقريباً بر سر زبان ها افتاده است. بندامير فعلاً مركز ترويج بي ديني و لاابالي گري شده كه براي انسان ها متدين جاي مناسبي براي سكونت نيست. ما اين مشكلات را ريشه يابي كرديم و به اين نتيجه رسيديم مشكلات به وجود آمده زايده سه عامل است، دو عامل بيروني و يك عامل دروني. | ||||||||||||||||||||||