بسم الله الرحمن الرحيم

صفحه اصلي

مقالات

چهارده معصوم

گالري

گزارشها

تماس باما

به سايت شخصي سيد ميرزاحسين احساني خوش آمديد

 

كشته و زخمي شدن بيش از 110 نفر افغانستاني در حادثه رانندگي در ايران

مرتد شدن جوان افغان بخاطر هوس و گرويدن به آيين سيك.

غير از پشتونها همه مهاجرند.

اختراع چندین طرح بزرگ صنعتی ازسوی یک نابغه افغانی

وزير فرهنگ شخصيت ضد فرهنگ

 سرگذشت پول کاغذی در افغانستان

گزارشي ازفعالیت های قرآنی، فرهنگی؛ کتابخانه ودار القران امام هادی (ع) در جاغوری

گزارشي از باميان و بند امير

افغانستان ،الگوی عملی تقریب مذاهب اسلامی !

دعوتگر پرشور مسیحی چگونه اسلام را قبول کرد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Hit Counter



كشته و زخمي شدن بيش از 110 نفر افغانستاني در حادثه رانندگي در ايران

طي يك حادثه دلخراش رانندگي در استان فارس جمهوري اسلامي ايران بيش از 110 تن از هموطنان افغاني ما كه به طور چاقاق وارد كشور ايران شده بودند و سوار كاميون عازم شيراز بودند در تاريخ پنجشنبه 1387/5/31 بر اثر واژگون شدن كاميون حامل آنها كشته و زخمي شدند. در اين حادثه 30 نفر كشته و 80 نفر مجروح گشته اند كه حال برخي از مجروحان حادثه وخيم گزارش شده است. ما از وقوع اين حادثه دلخراش به شدت متأثر شده و همدردي خويش را با باز ماندگان آنان اعلام ميداريم.

       اما سوال اينجاست كه چرا هموطنان ما علي رغم سخت گيري دولت جمهوري اسلامي ايران بر افراد غير مجاز و فاقد مدرك و نداشتن اجازه كار، هزينه هاي گزاف را به قاچاقچيان انسان پرداخته و اين خطرات را برجان خريده و سر به كف راهي ايران مي‌شوند؟

          آيا ايران شهر آرزوها و روءياهاي افغانهاست كه چنين خطرات را متحمل شده و با هزاران مشقت راه كشور همسايه را درپيش مي‌گيرند؟

          پاسخ بسيار روشن است و آن اينكه هموطنان ما براي پيدا كردن يك لقمه نان براي خانواده و فرزندان خود چنين سفر مشقت بار و پر مخاطره‌اي را در پيش مي‌گيرند تا فرزندان شان از گرسنگي نميرند. علت آن هم اين است كه متأاسفانه دو لت افغانستان در چند سال گذشته هيچ اقدام مؤثري جهت بهبود امنيت نكرده و زمينه كار را در كشور براي شهروندان خود را فراهم نكرده است. هيچگونه طرح هاي مؤثر عمراني، اقتصادي و اشتغال زا كه براي هموطنان ايجاد كار نموده و از مهاجرت آنان به خارج كشور جلو گيري نمايد در دست نداشته و ندارد.

         سرمايه گزاري خارجي هم به علت نبود امنيت انجام نميگيرد. سر مايه گزاران داخلي و كارخانه داران هم به جهت نا امني و رشد روز افزون اختطاف و گروگان گيري مجبور ميشوند سرمايه هاي خود را از كشور خارج نمايند.

         تعدادي معدود كارخانه هاي توليدي شخصي كه توسط سرمايه داران كشور ايجاد شده است  هم به دليل واردات بي رويه و بدون كنترل كالا و اجناس از كشورهاي همسايه توان رقابت با اجناس وارداتي  موجود در بازار را نداشته يا ورشكست شده ويا در آستانه ورشكستگي قرار گرفته اند.  

      به نظر شما مسؤل اين همه نابساماني چه كساني است؟

================================================================

مرتد شدن جوان افغان بخاطر هوس و گرويدن به آيين سيك.

جوان سست عنصر افغان بنام محمد جواد داعي كه يكي از كارمندان شركت مخابرات افغان بيسيم بوده به دليل عشق به يك دختر سيك به نام انار كلي هنر يار و رسيدن به اميال و هوس هاي شهواني خويش به آيين سيك گرويده است. وي كه عاشق دختر سيك بوده از او درخواست ازدواج ميكند و اوهم شرط خود را براي ازدواج گرويدن وي به آيين سيك اعلام ميكند كه نامبرده هم قبول ميكند. 

        گفتني است كه متأسفانه به دليل شرايط بد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و امنيتي كشور، از سالها بدين سو مبلغان مسيحي با سوء استفاده از وضعيت نامطلوب كشورما و سوء استفاده از نياز و فقر مردم و با دادن وعده پناهندگي در كشور هاي اروپايي و كمك هاي ناچيز مالي مردم بي سواد و فقير كشور مان را  به دين تحريف و مسخ شده و خرافاتي مسيحيت دعوت نموده و عده‌اي را هم فريب داده است.

      ما از نهاد هاي فرهنگي و قضايي كشور ميخواهيم كه جلو اين گونه فعاليتهاي غير قانوني را در كشور بگيرد. و با عوامل آن برخورد نمايد تا بيش از اين باعث گمراهي افراد ضعيف الايمان و ضعيف النفس نشود.

                                              

                    اين هم دو عدد عكس از اين جوان گمراه.                و اين هم عكس معشوقه اش انار كلي

================================================================

 

غير از پشتونها همه مهاجرند.                                                                                 نويسنده: م الف

هردم ازين باغ بري مي‌رسد         تازه تر از تازه تري مي‌رسد

هنوز از اقدامات ضد فرهنگي وزير فرهنگ عليه زبان فارسي چيزي نگذشته كه اينبار فرد ديگري از همان قماش و با همان تفكرات يعني «علم گل خان» وكيل كوچيها در جلسه علني مجلس شوراي ملي اقوام غير پشتون را همه مهاجر خوانده و فقط پشتونها را باشندگان اصلي كشور دانسته است.

       گفتني است كه در هفته گذشته دولت كرزي طرحي را در شوراي ملي ارائه كرده است كه درآن كوچي ها علاوه بر حق داشتن ده نماينده در مجلس شوراي ملي بتواند در ولايات هم حوزه های انتخاباتی مختلف را ایجاد نماید این درحالیست که سایر اتباع کشورباید درولایات مربوطه شان رای بدهند.

        اين طرح اعتراض برخي وكلا را در پي داشت كه آن را مخالف ماده 22 قانون اساسي- كه هر نوع تبعيض را ميان اتباع افغانستان ممنوع است- مي‌دانستند. در واكنش به اين اعتراض بجا و به حق وكلا به اين طرح تبعيض آميز، وكيل كوچيها اين قوم را باشنده هاي اصلي افغانستان ناميده و ديگر اقوام را مهاجر خواند.

         براستي چرا چنين چيزهايي مطرح مي‌شود و اين نوع تفكرات از كجا نشأت مي‌گيرد و اين اصطلاحات «باشندگان اصلي» و «صاحبان اصلي» از كجا پيدا شده ؟ آيا علم گل خان تنها است يا همفكران و همقطاران ديگر هم دارد؟ و آيا اين حرف او يك واكنش احساسي در برابر اعتراض ديگر وكلا به طرح دولت بوده است يا مسأله عميقتر از اين است و ناشي از يكنوع طرز فكر و برتري طبي قومي قبيله‌اي است؟

       سوگمندانه بايد گفت كه علم گل خان تنها نيست و اين حرف او نه يك واكنش احساسي بلكه ناشي از يكنوع طرز فكر فاشيستي است كه عده‌اي در پي ترويج و عملي كردن آن است. كتاب شيطاني «سقاوي دوم» نوشته سمسور افغان، ترجمه خليل الله وداد يارباش را گر مطالعه كنيد به عمق اهداف فاشيستي اين باند پي مي‌بريد.

      يكي از چيز هاي كه باعث شده عده‌اي دچار سوء فهم شده و فكر كند افغانستان متعلق به افغان(پشتون)ها است اسم بدون مسمي و نا مأنوس افغانستان براي كشور ماست. و قتي آنها در برابر عدالت خواهي اقوام ديگر قرار مي‌گيرد چنين استدلال مي‌كند: چنانكه از اسم كشور پيداست كشور مال پشتونهاست تاجيكستان، ازبكستان و يا هزارستان كه نيست. اينجا افغانستان يعني جاي افغان(پشتون) ها است. تاجيكها بروند تاجيكستان ازبكها بروند ازبكستان هزاره ها هم چون جايي براي رفتن ندارند بروند گورستان! و سعي هم شده كه به آنجا فرستاده شود.

         بر خي ديگر از اين افراد ميگويند كه شما ادعاي حق و حقوق نكنيد همين كه ما شما را بعنوان افغانستاني و داراي تابعيت افغانستان پذيرفته ايم براي شما كافيست. و طوري قوم خود را صاحبان اصلي كشور مي‌گويند كه گويا واقعا اقوام ديگر مهاجر و يا مهاجم اند!

        يادم هست كه در موقع تشكيل لوي جرگه قانون اساسي وقتي نمايندگان فارسي زبانها اسرار ميكردند كه سرود ملي به دو زبان فارسي و پشتو سروده شود و يا اينكه تنها موزيك بدون كلام باشد، انور الحق احدي وزير ماليه و ريس سابق بانك مركزي در مصاحبه با راديو «بي بي سي» در دفاع از اينكه سرود ملي بايد تنها به زبان پشتو باشد چنين استدلال مي‌نمود كه چون نام كشور افغانستان است نه تنها سرود ملي به زبان پشتو باشد بلكه بايد تنها زبان رسمي كشور هم پشتو باشد و اينكه ما قبول كرديم كه زبان دري در كنار زبان پشتو زبانهاي رسمي كشور باشد اين لطفي است كه ما در حق آنها (دري زبانها) لطف كرده ايم.

        اين در حاليست كه از نام گزاري كشور به اين اسم بيش از 250 سال نمي‌گذرد در حاليكه اقوام مذكور پيش از آن و حتي‌ پيش از ورود اسلام در خراسان بزرگ حضور داشته و ساكن اين منطقه و تمدن آفرين بوده است و امروزه شخصيتهاي آن مانند ابن سينا، حضرت مولانا جلال الدين بلخي و ... افتخار بشر به شمار مي‌رود.  

     سوال اين جاست كه كشور ما با داشتن افراد تنگ نظري مانند علم گلخان و ... با يك چنين طرز تفكرات، روي آباداني و آرامش را خواهد ديد و آيا وحدت ملي، باز سازي كشور، همزيستي مسالمت آميز و برادرانه‌ي همه اقوام  ساكن كشور ممكن و ميسور خواهد بود؟ اين پرسشي است كه شما خوانندگان محترم بايد به آن پاسخ دهيد.

عكس از كتاب سقاوي دوم

ehsani115@yahoo.com

====================================================================

اختراع چندین طرح بزرگ صنعتی ازسوی یک نابغه افغانی

یک نابغه افغانی می گوید طرحهایی را که وی درعرصه صنعت ماشین سازی اختراع نموده است تا حالا دردنیا ساخته نشده است.

رجب علی اندیشمند مخترع این طرحها گفت: حاضراست با شرکت های بزرگ صنعتی درراه اندازی طرحهایش همکاری کند.

آقای اندیشمند می گوید ده طرح وی دردنیا نظیر ندارد و بیشترآن درعرصه صنعت ماشین سازی کاربرد دارد.

نوآوری درخط راه آهن، اختراع سپرجدید وسایط نقلیه، طرحی ازنسل جدید قایق و کشتی های بحری، فن آوری درزمینه مسلح ساختن وسایط نقلیه درفصل سرد و ایجاد ایمنی جدید درعرصه صنعت ماشین های تیز رفتار ازجمله طرحهای اندیشمند است.

به گفته این مخترع افغانی، سپری را طراحی نموده است که درهنگام تصادف وسیله نقلیه ازصدمه رساندن به شخص جلوگیری می کند و درعین حال به وسیله نقلیه نیز آسیب نمی رسد.

اندیشمند ادعامی کند هرشرکت ماشین سازی که از طرح های وی استفاده کند سالانه 300 میلیون دالر عاید خالص بدست خواهد آورد.

اندیشمند به خبرگزاری صدای افغان گفت: موتری را اختراع کرده که به اثر نیروی مقناطیس بدون انرژی برق حرکت می کند و کشتی را طراحی کرده که حتی درصورت نفوذ آب به بدنه آن غرق نمی شود.

طی چندین دهه جنگ درافغانستان هزاران مبتکر، اندیشمند و صاحب نظرکشور را ترک نموده اند.

اخیرا دولت افغانستان اعلام کرده است که ازبرگشت مبتکرین و صاحب نظران افغان مقیم خارج به کشور استقبال می کند.

اما اندیشمند می گوید به دلیل عدم استقبال دولت ازطرحهای وی دیگر حاضر نیست به ادارات دولتی مراجعه کند.

درعین حال وی از سرمایه گزاران و شرکت های خصوصی خواست تا درراستای عملی شدن طرحهایش وی را یاری رسانند.

اندیشمند دراین خصوص به موشک دوربرد و شبکه صرفه جویی ازآب اشاره کرد.

چندی پیش یک اداره به حمایت از مبتکرین کشور ایجادشد.

مسئولین این اداره می گویند آنان درصدد تشویق و استقبال مبتکرین کشور می باشند.

اما اندیشمند گفت: افکار و طرحهایش ازسوی دولت و ادارات ذیربط نادیده گرفته شده است.

گفتنی است طرح یک اسکواتور از اندیشمند درمسابقه که دوسال پیش ازسوی وزارت اطلاعات و فرهنگ براه انداخته شده بود به مقام اول رسید.

 

==========================================

==========================================

  وزير فرهنگ شخصيت ضد فرهنگ

در ادامه اقدامات ضد فرهنگي عبد الكريم خرم  وزير اطلاعات و فرهنگ!!! با خبر شديم كه او در يك اقدام فاشيستي و ضد فرهنگي ديگر دستور مجازات چند تن از کارمندان نشراتی و تلويزيون ملي را در ولایتهاي كابل و بلخ صادر نموده است آن هم تنها به دلیل اینکه کارمندان فوق الذکر از کلمات زبان مادری خویش یعنی فارسی استفاده کرده اند. و جالبتر اینکه جرم یکی از گزارشگران فوق را «استفاده از کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی! (دانشگاه، دانشکده و دانشجو) » عنوان نموده و توبيخ كرده است. و بصير بابی گزارشگر با سابقه راديو و تلويزون ملي از وظیفه اش انفصال یافته وفکرت رییس تلویزیون محلی بلخ نیز مجبور به پرداخت جریمه نقدی گردیده و تهدیدهای را نیز دریافت داشته اند.

وي در حالي از بكار بردن واژه هاي اصيل زبان فارسي در بخشهاي نشرات فارسي تلويزيون اظهار ناراحتي ميكند كه به دستور جناب وزير وزرارت ‌‌اطلاعات و فرهنگ به وزارت « فرهنگ و توريزم» و نگارستان ملي به «گالري ملي» تغيير نام پيدا ميكند!!!

اگر وي از فرهنگ چيزي مي‌فهمدما از او مي پرسيم كه آيا واژه هاي توريزم «Tourism» و گالري «Gallery» از كدام زبان است آيا از زبان دري است؟ كه قطعا نيست و يا از زبان پشتو است؟ كه باز هم پاسخ منفي خواهد بود.

    اين در حالي است كه امرزه صدها واژه انگليسي، اردو، فرانسوي، عربي و ... در مطبوعات و رسانه هاي كشور بكار مي‌رود و هيچكس حساسيت نشان نمي‌‌دهد. تابلو هاي سر در دكان هاي شهر كابل را كه نگاه كنيم به ياد پاكستان مي افتيم. آيا جناب وزير در خصوص اين موارد كدام اقدامي كرده است؟ يا آنها( توریزم، کلتور یا کالچر، ژورنالیست، هاوس، یونیوریستی و ...) مطابق فرهنگ ملي و اسلامي است؟

        به نظر مي‌رسد كه اين اقدامات برنامه‌اي از پيش طراحي شده توسط باند خاص و مشخص يعني (طالبان كراواتي با بينيش ملا عمري و تفكرات عبدالرحماني) جهت فارسي زدايي و ضديت با زبان فارسي است كه بيش از هزار سال زبان مردم اين مرز وبوم بوده و هست و خدمات شايسته اي را در جهت رشد و تعالي فرهنگ بشر و دين مبين اسلام ارائه كرده است و شخصيتهاي مهم تاريخي و افتخارات تاريخ ما چون: شیخ الرئیس ابوعلی سینای بلخی، محمد جلال الدین مولوی بلخی، ابو نصر فارابی، خواجه عبد الله انصاری هروی، جامی هروی، ناصر خسرو بلخی، رابعه بلخی، سعد الدین تفتازانی، رودکی، بیدل، حکیم ابو القاسم فردوسی طوسی، عطار نیشابوری،  سنايي غزنوي و...با آن سخن گفته كتابها نوشته و شعر سروده است. آيا مي‌توان با اين اقدامات ضد فرهنگي، تعصب آميز، تفرقه افكنانه و جاهلانه جلو نشر زبان فارسي را كه 98 درصد پايخت نشينان و 70 درصد مردم كشور با آن گفتگو مي‌كند راگرفت. و آيا مي‌شود با زور زبان پشتو را بر مردم تحميل كرد؟  چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا؟!

    اين پروسه از زمانها قبل و آنوقت كه شخصيت هاي با سواد و فرهنگ دوست مثل آقايان «سيد مخدوم رهين» و «عبد الحميد مبارز» بر اثر فشارهاي اين باند خاص و بانفوذ در بدنه دولت بي‌كفايت كرزي، كنار رفت برنامه ريزي شده و به اجرا گذاشته شد كه اگر جلو آن گرفته و در مقابل آن ايستادگي نشود پرا از اين هم فراتر خواهد گذاشت.

      ما مجدانه از نمايندگان ملت در مجلس ملي كشور مي خواهيم كه جلو اين خودكامگي ها و اقدامات ضد ملي و ضد فرهنگي را گرفته و زمينه چاپ تمامي اسناد دولتي مانند تذكره، پول ملي و... را به هردو زبان رسمي كشور يعني پشتو و دري فراهم نمايد. اگر دري و پشتو هردو زبان رسمي است چرا بانكنوتها و تذكره ها فقط به زبان پشتو چاپ و نشر مي‌شود؟

      و از تمامي روشنفكران دانشگاهيان و اصحاب فرهنگ و رسانه هاي جمعي و دلسوزان به فرهنگ و وحدت ملي كشور مي‌خواهيم كه همه يكدل و يكصدا در مقابل فرهنگ ستيزي خرم صاحب مقاوت نموده و صداي اعتراض خود را بلند نموده و بگوش نمايندگان ملت در مجلس ملي برساند. و اين نوشته را در سايتها و وبلاگ هاي خود نشر و منعكس نمايند.

شما مي‌توانيد نظريات خودرا پيرامون اين نوشته از طريق ايميل براي ما بفرستيد. Ehsani115@yahoo.com

مديريت پايگاه ديني، سياسي و اجتماعي آريانا.

======================================================

============================================

پولها و دولتها: سرگذشت پول کاغذی در افغانستان

شصت هشت سال پیش در سال ۱۳۱۸ خورشیدی ، بانک مرکزی افغانستان (دافغانستان بانک) در کابل تاسیس شد و در ۲۶ دلو همان سال، این بانک پولهای جدیدی را به چاپ رساند.
با چاپ پولهای کاغذی (اسکناس) جديد، پول افغانستان که برای اولین بار در دوران امان الله خان به چاپ رسیده بود، وارد مرحله نوینی شد.
شايد اين بهانه خوبی برای پرداختن به سرگذشت اسکناس افغانی باشد. زيرا افغانستان ممکن است از معدود کشورهايی باشد که با تغيير پادشاهان و حکام، پولها نيز همانند پرچمها و نمادها تغيير می کند.
دوره امانی
اولين اسکناس افغانی در سال ۱۲۹۸خورشیدی منتشر شد
اولین پول کاغذی (اسکناس يا بانکنوت) افغانستان در سال ۱۲۹۸خورشیدی در دوره امان الله خان به ارزش یک روپیه کابلی به چاپ رسید.
در سمت راست این پول، نماد حکومت افغانستان ( محراب و منبر) و در وسط آن نشان حکومت امانی و در سمت چپ، عبارت "یک روپیه کابلی" به زبان فارسی نوشته شده بود.

اولين اسکناس افغانی در سال ۱۲۹۸خورشیدی منتشر شد


در پایین این پول به فارسی نوشته شده :"در جمع خزانه های دولت، نوت هذا (اين اسکناس) به مبلغ مندرج اش منظور است".
یک سال بعد، همین اسکناس بار ديگر تجدید چاپ شد، ولی در رنگ و شماره سریال آن تغيیر به وجود آمد.

تجديد چاپ روپيه کابلی
سال بعد، بازهم یک روپیه کابلی ولی بدون شماره سریال به چاپ رسید. در همان سال پولهای جداگانه ای به ارزش ۵، ۵۰ و۱۰۰ روپیه کابلی به چاپ رسید که تا سال ۱۳۰۴ خورشیدی این پولها رواج داشت.

تجديد چاپ روپيه کابلی


در سال۱۳۰۴ اصلاحاتی در پول افغانی به وجود آمد. قبل از این تاریخ در هر ناحیه افغانستان اوزان و مقادیرجداگانه ای رايج بود به طور مثال، سیر کابل (هفت کيلو) با سیر سایر شهرهای افغانستان متفاوت بود و این تفاوت برای مردم مشکلاتی را به وجود آورده بود.

با اصلاحاتی که صورت گرفت، اوزان افغانستان به سیستم متریک در آمد و بعد از این تاریخ بود که واحد پول افغانستان، از "روپیه" به "افغانی" تبدیل شد.
اولین پول با واحد افغانی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به ارزش ۵ افغانی منتشر شد. "دولت علیه افغانستان "عنوانی بود که به اين پول اضافه شد.
تا سال ۱۳۰۷ خورشیدی که پایان عمر حکومت امانی بود، پنج نوع اسکناس ۵ افغانی، سه نوعا اسکناس ۱۰ افغانی و دو نوع اسکناس ۵۰ افغانی دیگر منتشر شد.
نوشته های اين پولها که تا پيش از آن فقط به زبان فارسی بود، به سه زبان فارسی، پشتو و فرانسوی افزايش يافت.
همچنين در شماری از اسکناسهای دوره امانی، ارزش هر پول، افزون بر زبانهای فارسی و پشتو، به زبانهای ازبکی و اردو نيز نوشته شده بود.
تعدادی از این پولها شماره سریال داشت و تعدادی هم بدون شماره سریال منتشر شد.


دوره حبیب الله کلکانی

تجديد چاپ اسکناس با مهر حبيب الله کلکانی
در حکومت حبیب الله خان کلکانی، پول جدیدی منتشر نشد و همان پولهای دوره امان الله خان، با مهر مخصوص شاه جدید دوباره جریان پیدا کرد.
در پشت و روی این اسکناسها، سه نوع مهر دیده شده است. پولهايی که روی آنها نشان حبیب الله کلکانی دیده شده، يک نوع ۵ افغانی، ۱۰ افغانی، ۵۰ افغانی و ۳ نوع یک روپیه کابلی دوران امانی است.
اما در اين اسکناسها، در جايگاه نشان حکومتی آن، مهر حبيب الله خان با عبارات "خادم دين رسول الله" حک شده بود.

تجديد چاپ اسکناس با مهر حبيب الله کلکانی


دوران ظاهر شاه و تاسيس بانک ملی

سری اول چاپ اسکناس در زمان ظاهر شاه
در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، ظاهرشاه به قدرت رسید و یک سال بعد هم بانک ملی افغانستان با سرمایه ۳۵ ميلیون افغانی معادل ۵/۳ميلیون دلار تاسیس شد.
همزمان با تاسیس این بانک، اولین پولهای دوران ظاهر شاه منتشر شد. این پولها در واحد های ۲، ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰ و۱۰۰ افغانی منتشر شد وعنوان آن از دولت علیه به "دولت شاهی افغانستان" تغيیر یافت.
در سال ۱۳۱۸ چاپ پول افغانی وارد مرحله ديگری شد. در این سال به پيشنهاد عبدالمجید زابلی "دافغانستان بانک " تاسیس شد و سرمایه دولت از بانک ملی به این بانک انتقال یافت.
در ۲۶ دلو سال ۱۳۱۸، این بانک برای اولین بار اسکناسهايی در واحد۲، ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰ افغانی را به چاپ رساند.

سری اول چاپ اسکناس در زمان ظاهر شاه

حذف زبان فارسی

با تاسيس "دافغانستان بانک" عبارات و واژه های فارسی از اسکناسها حذف شد
در اين دوره، تغيیرات مهمی نیز در این پولها به وجود آمد، به گونه ای که تصویر شاه بر روی پولها اضافه شد و نوشته های فارسی از روی پولها حذف شد که اين روش تا هنوز ادامه دارد.
در پولهای جديد دوره ظاهر شاه، به جای عبارت "دولت شاهی افغانستان" نيز، عبارت "دافغانستان بانک" اضافه شد.
تا پيش از آن تاريخ، بزرگترين اسکناس افغانستان، ۱۰۰ افغانی بود، اما از آن پس، اسکناسهای ۵۰۰ و ۱۰۰۰ افغانی نيز اضافه شد.
در سال ۱۳۲۷خورشیدی دومین سری از پولهای دوران ظاهرشاه با تغيیراتی که باز هم در آن صورت گرفت به چاپ رسید. در سال ۱۳۴۰ سری سوم و در سال ۱۳۴۶ سری چهارم اسکناسهای ظاهر شاهی به چاپ رسید.

با تاسيس "دافغانستان بانک" عبارات و واژه های فارسی از اسکناسها حذف شد


داوود خان

در دوره داوود خان، طرح اسکناسها يکسان بود
با به قدرت رسیدن داوود خان در سال ۱۳۵۲ خورشیدی ، ازمهمترین تغيیراتی که در چاپ پول به وجود آمد، اضافه شدن نشان جمهوری به جای نشان شاهی و تصویر داوود خان به جای تصوير شاه برکنار شده، در اسکناسها بود.
در آغاز دوره جمهوری (سال ۱۳۵۲)، یک سری اسکناس ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰افغانی با طرح يگانه اما رنگهای گوناگون چاپ شد.

در دوره داوود خان، طرح اسکناسها يکسان بود


دوره کمونيستی و حذف چهره ها

نشان خلق در اسکناسهای دوره خلقی ها
در دوره حکومت کمونيستی احزاب خلق و پرچم نيز، اسکناسهای افغانستان تغييرات گسترده ای يافت.
در دوره های پيشين، با تغيير هر حکومت، تصوير حاکم يا پادشاه وقت به پولها اضافه می شد، اما مهمترین تغيير پولها در دوره کمونيستی، حذف چهره شخص اول کشور بود.
عکسها و طرحهايی با مفاهيم کارگری، از جمله صنعت و زارعت، به پولهای دوره کمونيستی اضافه شد.

در دوره پرچمی ها، نشان حکومتی از اسکناسها حذف شد
در دوره حکومت خلقی ها (نور محمد تره کی و حفيظ الله امين) در سال ۱۳۵۷، نشان حکومتی "خلق" بر بالای اسکناسها جای گرفت، اما با روی کار آمدن پرچمی ها در سال ۱۳۵۸، برای اولين بار، نشان رسمی بانک مرکزی افغانستان (دافغانستان بانک) جايگزين نشانه های حکومتی در اسکناسها شد.
اين روش در دوره های بعد نيز ادامه يافت و تا هنوز، نشان رسمی بانک مرکزی افغانستان، بر بالای اسکناسها خودنمايی می کند.
کوچک شدن اندازه اسکناسها، از ديگر تغييرات پولی در دوره کمونيستی بود.

نشان خلق در اسکناسهای دوره خلقی ها

در دوره پرچمی ها، نشان حکومتی از اسکناسها حذف شد

                                   

دوره مجاهدین
در دوره مجاهدين، ارزش پول افغانی به شدت کاهش يافت
با روی کار آمدن مجاهدین در افغانستان، باز هم اسکناسها دستخوش تغيير شد. اما مهمتر از آن، سقوط قابل ملاحظه ارزش پول افغانی در مقابل ارزهای خارجی بود.
کاهش ارزش پول و چاپ پولهای بدون پشتوانه، باعث افزايش حجم پول در بازار شد و در نتيجه، اسکناسهای ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ افغانی هم برای نخستين بار، به جمع اسکناسهای افغانی پيوست.
در دوره مجاهدين، همچنان که بخشهای مختلف افغانستان توسط گروههای مختلف اداره می شد، پول واحد نيز جای خود را به دو نوع پول با ارزش متفاوت داد.
افزون بر پولهايی که توسط حکومت برهان الدين ربانی در کابل منتشر می شد، گروه شبه نظامی ژنزال عبدالرشيد دوستم نيز که در شمال افغانستان تسلط داشت، پولهايی با همان طرح و رنگ منتشر و وارد بازار می کرد که در بازار به پول "دوستمی" معروف بود و ارزش کمتری در برابر پولهای کابل داشت.
مردم و بازاريان، اين پولها را، از تغييرات جزيی و سهوی که در رنگ آنها به وجود آمده بود و شماره مسلسل مندرج بر روی پولها می شناختند.
در دوره مجاهدين و با کم ارزش شدن پول افغانی، سکه نيز از دور خارج شد.

در دوره مجاهدين، ارزش پول افغانی به شدت کاهش يافت


دوره حامد کرزی
اسکناس دوره حامد کرزی، با هولو گرامهای امنيتی منتشر شد
در زمان طالبان در افغانستان پولی به چاپ نرسید و همان پولهای دوره مجاهدين با فرازفرود ارزش، کاربرد داشت.
در سال نخست دوره حکومت بعد از طالبان نيز که در ميان برخی مردم به دوره کرزی معروف است، همان پولهای دوره مجاهدين رواج داشت.
مهمترين گامی که در دوره جديد، در جهت ثبات پولی و کاستن از تورم برداشته شد، جمع آوری پولهای سابق و چاپ پولهای جديد، با ارزشی معادل هزار برابر پولهای قبلی بود.
در اين دوره، هر افغانی جديد، با هزار افغانی سابق معاوضه شد و اين امر، نقش زيادی در کنترل تورم پولی و افزايش ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی داشت.
چاپ پول به ارزش يک، دو و پنج افغانی نيز که از زمان مجاهدين از دور خارج شده بود، بار ديگر رايج شد، اما اسکنهای پنج هزار و ده هزار افغانی، از دور خارج شد.
پولهای "دوره حامد کرزی" نيز همانند دوره های قبل، با تغييراتی در طرح، رنگ و اندازه همراه بود.
به اسکناسهای اين دوره، برای اولين بار، نوارهای براق و گرافهای "هولوگرام"، به منظور جلوگيری از جعل پول اضافه شد.

 

 

دولت افغانستان اميدوار است به روش ديرين تغيير پول با تغيير دولت پايان داده باشد


پايان

دولت افغانستان اميدوار است به روش ديرين تغيير پول با تغيير دولت پايان داده باشد
دولت جديد افغانستان اميدوار است با چاپ پولهای جديد، به روش ديرين تغيير پول با تغيير دولت پايان داده باشد. به همين منظور در پولهای اين دوره، از عکس شخصيت ها استفاده نشده، و عباراتی که نشانه يک دوره يا يک حکومت خاص باشد، به کار نرفته است.
چنين روشی، دو دهه پيش از دوره حامد کرزی، در حکومتهای کمونيستی و مجاهدين نيز به کار رفته بود، اما باز هم با تغيير حکومت، پولها نيز تغيير کرد.
اکنون بايد ديد که آيا پولهای جديد، خواهد توانست به سردرگمی نظام چاپ و نشر اسکناس در افغانستان پايان دهد يا خير
؟
   

    

================================================

  بسم الله الرحمن الرحیم

گزارشي ازفعالیت های قرآنی، فرهنگی؛ کتابخانه ودار القران امام هادی (ع) در جاغوری
آغاز فعالیت اول تابستان سال 1382ش.
مجری برنامه ها: محمدحسین حجتی.

مقدمه:
مردم متدین وپاک نهاد افغانستان متآسفانه ازمحرومیت درابعاد گوناگون رنج می برند. مشکلات اقتصادی، ناامنی، تهاجم وتسلط بیگانگان، آثارتلخ سالهای جنگ وخونریزی ودرکنار همه این ها فقرفرهنکی، ونازل بودن میانگین رشد سواد وتحصیلات عالی لزوم توجه بیش ازپیش به این دیار وسرزمین خسته ازظلم وبی عدالتی را نمایان می سازد .
درین میان شیعیان مظلوم ومحروم افغانستان با داشتن نقش به سزای درشکل گیری ورشد علم، فرهنگ، وسهم موءثردرپدید آمدن تاریخ درخشان جهاد ومقاومت علیه تجاوزگران با تاسف که دارای پیشینه ای بسیار غم بارهستند. درطول تاریخ چند صده اخیربا بی مهری دولتمردان روبرو بوده ومظلومانه با مشکلات متعددی دست وپنجه نرم کرده اند. درین مقطع ازتاریخ که ملت مسلمان مارا شبیخون وسیع فرهنگی، رواج وتبلیغ بی دینی با شعار های رنگارنگ ودروغین، آزادی، دموکراسی، تمدن، بازسازی ونوآوری تهدید می کند عرصه را برمبلغین ومروجین مکتب اهل بیت(ع) سخت نموده است .
کتاب خانه ودارالقران امام هادی(ع) که از اول تابستان سال1382 شمسی، به سرپرستی وزحمات محمد حسین حجتی فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین محمد جمعه حجتی(ر) با استعانت ازذات باری تعالی وبا عنایات خاصه حضرت ولی عصر(عج) آغازبه کار نموده ودرحوزه مبارکه علمیه امام صادق(ع) منطقه مهاجرین جاغوری، غزنی، افغانستان تأسیس گردید درطی این چند سال بعد ازتأسیس بافعالیت های پربرکت ومستمر تلاش نموده تا درراستای اشاعه فرهنگ قران وعترت ودفاع ازشعائراسلامی، ملت رنج دیده ومتدین افغانستان را یاری رساند که بحمدالله باتوفیق فراوان مورد توجه واستقبال سراسر مردم آن منطقه قرار گرفته ونتایج فراوانی داشته است که اینک گزارش مختصر و فهرست وار ازفعالیت های گذشته این مرکز فرهنگی قرانی به خدمت شما خواننده گان عزیز وگرامی تقدیم می گردد.
کتابخانه ودارالقران امام هادی (ع) این افتخار را دارد که برای اولین باربعد از سقوط طالبان آغاز به فعالیت موفق قرانی درجاغوری نموده واین سنت حسنه را رواج دهد.

برنامه های انجام شده:
الف ) بخش آموزشی:
1- آموزش قرآن کریم برای برادران وخواهران در دو وقت (قبل از ظهروبعد ازظهر) درطول هفته درطول سال های 82 ، 83 ،84 ،85 ،86 شمسی درمقاطع:
1-1- روخوانی
2-1- روانخوانی وتجوید
3-1- صوت ولحن
4-1- ترجمه ومفاهیم
5-1-حفظ بصورت عمومی وتخصصی .
درمنطقه مهاجرین؛ بافراگیری وآموزش بیش از280 نفردرمدت زمان 9ماهه درقالب سه دوره 85 روزه، درسال 1382ش، وآموزش 129 نفردرسال 1383ش، توسط آقای محمد حسین حجتی
وآموزش 60 نفردرسال 1384 ش توسط سید علی سجادی، وآموزش 150 نفر درسال 1385 ش توسط محمد حسین حجتی. وآموزش 70 نفردرسال 1386 ش، توسط سید حمزه موسوی.
درمنطقه لومان؛ بافراگیری وآموزش بیش از 400 نفر توسط آقای علی عبداللهی درسال 1384و1385 ش. درمنطقه بوسعید؛ با فراگیری وآموزش بیش از150نفر توسط آقای علی فهیمی بوسعید. درمنطقه چوپ بوسعید با فراگیری بیش از 75 نفر توسط آقای سید مرتظی علوی.

2- آموزش یک دوره فشرده عقاید اسلامی بصورت ساده وروان برای برادران وخواهران ودانش آموزان بزرگ سال با فراگیری بیش از 180ش نفر در سالهای 82-83 85 ش، توسط محمد حسین حجتی.

3- آموزش یک دوره فشرده احکام اسلامی بطور آسان وعملی برای عموم مردم خواهران وبرادران بعد ازاقامه نماز ظهروعصر و برای دانش آموزان درقالب سه کلاس یک ساعته درطول هفته درطی سالهای 82-83-85 ش، توسط محمد حسین حجتی.
4- برگزاری کلاسهای اخلاق اسلامی بصورت عمومی تحت عنوان اخلاق درقرآن با مشارکت نزدیک به150نفر برادران وخواهران درطی هفته هرروز درحدود 30 دقیقه درطی سالهای 82-83-85 ش، توسط محمد حسین حجتی.

ب ) بخش عمران و احیاء:
1- تعمیروبازسازی حوزه علمیه امام صادق (ع) بصورت اساسی توسط کمک های مردمی .
2 – تعمیروبازسازی حسینه منطقه وآماده سازی طبقه دوم آن برای استفاده کردن توسط کمک های مردمی باهمکاری روحانی فداکار حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای عبدالخالق جعفری حوتقول جاغوری .
3 – تاسیس وراه اندازی کتابخانه ودارالقران امام هادی (ع) درحوزه علمیه امام صادق (ع) درمنطقه مهاجرین جاغوری در سال 1382ش،توسط محمد حسین حجتی، باداشتن نزدیک به 5000 جلد قران، کتاب، مجله، سی دی ونوارهای مذهبی و...
دردوبخش – امانی- وعمومی .
4- احداث و راه اندازی چاه آب شرب عمومی با هزینه نزدیک به 20000افغانی برای حسینیه مرکزی ومردم اطراف آن درمهاجرین جاغوری .

ج ) بخش فرهنگی:
1- برگزاری مراسمات دینی ومذهبی
1-1- برگزاری باشکوه نمازجماعت(ظهر،عصر،مغرب،عشا) درطول مدت تبلیغ درطی سالهای 82-83-85 ش .
2-1- اقامه نماز عید فطردراعیاد فطروایراد خطابه مفصل وجامع وارشاد مردم درسالهای 82-83-85
3-1- اقامه نمازاستسقاء باشکوه ومعنویت خاص در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان سال 1385ش.
4-1- برگزاری تمامی مناسبتهای دینی، مذهبی اعم ازاعیاد، وفیات، ایام سوگواری محرم، دهه صفر، ایام فاطمیه، ماه مبارک رمضان باحضور پرشور دوستان وارادتمندان اهل البیت(ع) جهت الگو سازی مناسب برای جامعه وجوانان وبهره گیری معنوی هر بیشتر ازمحافل اهل بیت پیامبر(ص) .
5-1- اجراء برنامه تبلیغی بصورت سیار درمساجد، حسینیه ها، ومجالس واجتماعات عمومی درشبهای قدر ومناسبت های مذهبی .
6-1- خواندن دعاهای توسل ، کمیل، زیارت عاشورا، دعاء امام زمان؛ ودعای فرج در محافل عمومی ومناسبت های مذهبی وخواندن دعای ماه رجب، رمضان، درتعقیبات نمازهای ماه رجب ورمضان .

2- مسابقات وبرنامه های اجتماعی:
1-2- برگزاری مسابقات قرانی ، احکام ، عقاید بمنظور تشویق وسامان دهی هرچه بیشتر فعالیت های قرانی ودینی وآشنائ جوانان با معارف اسلامی درطی سالهای 82-83-84-85 با اهداء جوایز.
2-2- اجراء موفقانه فعالیتهای فرهنگی وقرانی برای دانش آموزان ومعلمین درمقطع راهنمایی و دبیرستان در17 مدرسه و3 حوزه علمیه درسطح جاغوری برای اولین بار بصورت ابتکاری با اجراء برنامه قرآنی توسط یکی ازشاگردان وجذب وتشویق دانش آموزان بسوی معارف قرانی .
3-2- برگزاری مسابقه کتاب خوانی، با توزیع بیش از 1500جلد کتاب درسطح مکاتیب جاغوری بااستقبال عمومی ومشارکت 1192نفر درمسابقه کتاب خوانی .
4-2- اهداء بیش از 300 جایزه به افراد برتر با هزینه بالغ بر 50000 افغانی درسطح جاغوری .
5-2- ایراد بیش از 50 جلسه موعظه وسخنرانی درمحافیل عمومی ومکاتیب درسطح جاغوری.
6-2- تکثیر وپخش بیش از500 عدد قران، کتاب، مجلات، جزوات نوار ها وسی دی های دینی و مذهبی.
7-2- جذب جوانان بسوی مجالس وبرنامه ها مذهبی وقرآنی برقراری رابطه صمیمی، تکریم وتجلیل ازجوانان مذهبی ومعرفی نماز گزاران نمونه وشاگردان ممتاز.
8-2- ایجاد زمینه استفاده ازکتابخانه عمومی بصورت امانی، فعالیت بصورت شبکه ای وسرکشی از کلاسهای قرآنی همکاران وطرح پرسشهای قرآنی واهداء جوایز .
9-2- هماهنگی بامدیریت معارف جاغوری، مدیران وسرمعلمین مدارس جاغوری برای همکاری. دعوت ازخبر نگاران رادیو جاغوری برای پوشش دادن مسابقات سراسری کتاب خوانی درسال1385ش.

د) ثمرات ونتایج بدست آمده:
1- ترویج فضای معنوی، قرآنی ومذهبی بصورت نسبی دربعضی منا طق شهرستان جاغوری، خصوصا درمدارس ودرمیان دانش آموزان.
2- راه اندازی کتابخانه ودارالقرآن عمومی درمهاجرین جاغوری
3- احداث چاه آب شرب عمومی درمهاجرین جاغوری
4-تلاش درجهت ایجاد خوش بینی و تلاش درجهت ا عتماد سازی مردم نسبت به علما وروحانیت.
5- تلاش درجهت رفع بدبینی وتلاش در خنثی سازی تبلیغات سوء علیه علما، روحانیت وارزشهای دینی.
6-سعی در گسترش وترویج شعایر دینی وفرهنگ قرآنی وجلوگیری از منکرات ومفاسد اجتماعی.
7-سعی در رونق بخشیدن به برنامه مذهبی وجذب جوانان ودانش آموزان.
8- بیدارساختن وهوشیار نمودن عامه مردم نسبت به خطرات تهاجم فرهنگی وفعالیتهای تبشیری مسیحی.
9- بالا بردن آگاهیهای دینی ومعارف اسلامی بصورت نسبی.
10-آموزش بیش از 1500نفر در مقاطع قرآنی، احکام، عقاید درسطح شهرستان جاغوری.
11- توزیع بیش از 1500جلد کتاب درسراسر جاغوری.
12- اهدای بیش از 300جایزه درسطح جاغوری.
13- پایه گذاری واجرای اولین مسابقه کتابخوانی بصورت عمومی دراکثرمدارس در سطح جاغوری.
14-کوشش درمسیر هماهنگ کردن فعالیت های دینی وقرآنی درسراسر جاغوری.
15- کوشش در راه آماده سازی وبستر سازی بصورت عالی برای انجام فعالیتهای مذهبی، دینی وقرآنی.

اهداف وبرنامه های آتی:
1- احداث مکان مناسب به منظور تقویت وسامان دهی فعالیت های فرهنگی، اجتماعی .
2- تلاش درراستای بالا بردن هرجه بیشتر سطح فرهنگ وآگاهی عمومی .
3- توسعه کتابخانه، ادامه وگسترش کلاسهای قرانی وتربیت نمودن مربیان قرانی .
4- راه اندازی کلاس های سواد آموزی، کامپیوتر وزبان، توزیع وانتشارکتب، مجلات وجزوات آموزشی، اعتقادی، مذهبی ودینی.
5- راه اندازی نشریه قرانی انشاءالله تعالی .

پیشنهادها:
1- برنا مه ریزی وتشکیل هیئات تبلیغی وکار آمد وتنظیم برنا مه تبلیغی واولویت بندی برای منا طق جغرافیای.
2- ا ولویت دادن به افراد وفعا لین قرآنی وتبلیغی؛ حمایت وپشتبانی کافی مادی ومعنوی وتدارکاتی وفرستادن آنان بصورت مستمرودایمی .
3- تکریم وتجلیل ازمبلغین فعال قرآنی وغیرقرآنی برای مشارکت بیشترعلماء وایجاداحساس و انکیزه تبلیغی ووظیفه د ینی.
درپایان ازتوجه وعنایات صمیمانه شما سپاسگذاری می شود.
با احترام
محمد حسین حجتی

======================================================

==================================================================

گزارشي از باميان و بند امير                تهيه و تنظيم: سيد حسين  واعظ زاده

موقعيت   جغرافيايي  ولايت  باميان

ولايت باميان در 190 كيلومتري شمال غرب كابل و در دامنه شمالي سلسله جبال (بابا) قرار دارد. اين سرزمين جزء مرتفع ترين نواحي مركز افغانستان محسوب مي‌شود. ولايت باميان داراي هفت ولسوالي (شهرستان) به نام هاي يكاولنگ، سيغان، كامرد، شيبر، مركزي، پنجاب و ورس مي باشد.

تعداد نفوس اين ايالت طبق احسائيه سازمان ملل متحد در سال 2005 بالغ بر 371900 نفر اعلام گرديد.

از اين تعداد نفوس حدود 85% اهل تشييع و بقيه آن را اهل تسنن و ديگر اقليت هاي مذهبي تشكيل مي دهد.

از نظر وضع اقليمي، باميان داراي زمستان  بسيار سرد و برف گير  و در فصل بهار و تابستان بسيار خوش آب و هوا و سرسبز مي باشد.

وجود صدها اثر باستاني و تاريخي بويژه (جاي خالي) دو مجسمه غول پيكر (سلسال) با 53 متر ارتفاع و (شهمامه) با ارتفاع 35 متر و با قدمت 2800 ساله توجه هزاران توريست و جهان گرد را به خود جلب مي نمايد واز اقصي نقاط جهان سياحال را به سوي اين ديار رهنمون مي شود.

«باميان در دوران حكومت طالبان»

در دوران حكومت شش ساله طالبان، اين ايالت متحمل آسيب هاي غير قابل جبران و مضّرات غير قابل توصيف گرديد.

مهاجرت مردم، آتش زدن خانه ها، تخريب اماكن فرهنگي، نابودي كتاب خانه ها و كتب ديني، كشتار دسته جمعي مردم بي گناه و بي دفاع اين سرزمين از شاخصه هاي بيداد و ستم طالبان به حساب مي آيد.

در دوران حكومت سياه طالبان، باميان به معركه‌اي جنگ هاي خونين و ويرانگر ميان گروه طالبان و اتحاديه شمال تبديل شده بود.

خسارات و آسيب هاي ناشي از جنگ هاي داخلي احزاب سياسي در سالهاي قبل از طالبان و بعد از پيروزي انقلاب جامعه شيعي اين سرزمين را در سراشيب سقوط قرار داد.

باميان پس از سقوط طالبان

پس از سقوط رژيم طالبان هم چنانكه اميد تازه‌اي در كالبد جامعه افغانستان دميده شد، سراسر كشور و به خصوص ولايت باميان به دليل موقعيت حساس جغرافيايي آن به بازار آزاد انواع و اقسام فساد، و انحرافات اخلاقي تبديل شد.

فشار بي امان و رفتارهاي افراطي و غير منطقي طالبان متحجر نسبت به دستورات خشك، بي روح و خشن خودشان كه در واقع لايه زرورقي بر روي اعمال لجين و ننگين آنان بود، از يك طرف و سيل تبليغات مسموم غرب و به ويژه آمريكا و انگليس از سوي ديگر زمينه را براي هر گونه انحراف و فساد مهيّا ساخت.

عرضه دستگاه هاي ماهواره با امكان دسترسي به بيش از هزار كانال تصويري اكثراً مستهجن و غير اخلاقي با قيمت بسيار ناچيز نمونه ي  از تهاجم فرهنگي غرب و آمريكا در اين ولايت مي باشد.

اشاعه انواع ناهنجاري ها و انحرافات در ميان نسل جوان و كشاندن زنان و دختران جوان در عرصه هاي كار و فعاليّت به بهانه هاي مختلف و تحت پوشش شعار حقوق بشر و حقوق زنان، بدون فراهم بودن بستر مناسب كاري براي آنان و بدون فرهنگ سازي و تعريف مسئوليّت و وظيفه براي زنان و دختران، كه منجر به آسيب هاي مخرب و جبران ناپذير براي نسل در حال رشد گرديده است، از ديگر ارمغان هاي آمريكا و غرب براي ما مي باشد.

«موقعيت جغرافيايي بندامير»

عنوان« تنها پارك ملّي افغانستان» بيان گر اهميّت و استراتژي جغرافيايي منطقه بند امير مي‌باشد.

بند امير در 75 كيلومتري شمال غرب ولايت باميان و در 34 كيلومتري و لسوالي يكاولنگ قرار دارد. ساحه پارك ملي بند امير 75000 هكتار زمين را شامل مي شود. ارتفاع ناحيه مذكور از سطح دريا 2909 متر است. كه در طول البلد 22-11-67 شرقي و عرضي البلد 19-49-34 شمالي و در ميان سلسله جبال هندوكش و بابا قرار دارد.

آب كوه هاي مرتفع و برفگير اطراف به اين درياچه ها نفوذ مي كند، و با محلول آهك و كلسيم كاربونت مخلوط گشته از دهانه خروجي جريان آب به شكل شير آبي در مي آيد.

جداره هاي اطراف كه اكثراً از سنگ هاي رسوبي تشكيل يافته است بطور طبيعي ساختمان هاي بسيار زيبا و ديدني را به وجود آورده. كه شكل كنوني اين جداره ها جذابيت منظره مذكور را دو چندان كرده است.

در مركز پارك ملي بند امير شش سد كوچك و بزرگ وجود دارد به نام هاي: بند ذوالفقار بند پودينه، بند پنير، بند هيبت، بند قنبر، و بند غلامان كه به طور طبيعي در طول هم قرار دارد. آب هر يك از اين سدهاي طبيعي به پايين دره خود سرازير مي شود كه در نتيجه چندين آبشار بسيار زيبا به وجود آورده است.

در داخل محدوده پارك ملي بيش از بيست قريه وجود دارد. در قسمت مركزي پارك ملي و در منتهي اليه بند هيبت يك بناي تاريخي وجود دارد كه قدمت آن به حدود صد سال مي رسد معروف و مشهور به « مزار بند امير» مي باشد، در كنار بقعة مذكور آرامگاه چند تن ازبزرگان واجداد سادات بند امير قرار دارد، از آن جمله آرامگاه سيد علي حسن حاجي و شاه سيد شاه كه هر دو از اجداد سادات قريه جارب كشان هستند، قرار دارد.

مردم بومي كه از اقصي نقاط كشور به منظور تفريح و زايارت به اين جا مي آيند، اين زيارتگاه را مقدس شمرده و بعنوان قدمگاه مولا علي(عليه السلام) از خاك اطراف آن براي تبرك برداشته و از در ديوار آن طلب حاجت مي كنند، هرچند كه تابلوي حك شده سر در آن گوياي حقيقت ديگري‌ است، در تابلوي سر در اين بنا كه از جنس گچ پخته و به صورت برجسته مكتوب گرديده است، جملة «مسجد شريف  امير» به  خوبي پيداست. اما عوام الناس به اين تابلوي توجه چنداني نداشته و احكام مسجد را كمتر در حق آن رعايت مي كنند.

در سال هاي قبل از جنگ توريزم بعنوان يك منبع درآمد اقتصادي براي مردم منطقه محسوب مي شد. جهان گردان و سياحان كه ابتدا براي ديدن دو مجسمه بزرگ شهر باميان مي آمدند و سپس جهت گردش تفريح  به بند امير مي آمدند.

با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان عليه ارتش سرخ شوروي، بساط توريزم از اين ناحيه بطور كلي برچيده شد و اين وضع در دوران جنگ هاي داخلي احزاب و هم چنين در دوران حكومت طالبان ادامه داشت.

پس از سقوط رژيم طالبان و روي كار آمدن دولت موقت هجده ماهه به رياست آقاي حامد كرزي، بند امير سال به سال جمعيت افزونتري به خود جذب نموده و رونق بيشتر پيدا كرد.

در دوران حكومت طالبان و چپاول نيروهاي القاعده و خارجي ها، مردم بند امير با بحران هاي شديدي روبرو شدند تا حدي كه مردم منطقه 95% شان راه مهاجرت در پيش گرفتند و 5% ديگر نيز به كوه ها و درهّ هاي اطراف پناه بردند.

مردم بندامير در اين شش سال سياه تمام مايملك خود را از دست دادند، احشام آنها يا تلف شدند و يا با قيمت بسيار اندك به فروش رفت، كشاورزي مردم به دليل خشكسالي هاي پي در پي در حد صفر رسيده بود و حتي خانه هاي محقر آنان توسط ايادي طالبان به آتش كشيده شد.

 زندگي مردم بندامير پس از سقوط طالبان بسيار شبيه زندگي پس از طوفان نوح بود. يعني همه چيز بايد از صفر شروع مي شد.

وضع زندگي مردم بندامير نسبت به دوران حكومت طالبان و حتي قبل از آن تا حدّي بهبود يافته است.

عمده درآمدي مردم منطقه دامداري و كشاورزي مي باشد. هر چند كه فعاليت هاي تجاري و كار در مؤسسات غير دولتي خارجي (N.G.O) روز افزون بوده و در حال رشد است.

به دليل استراتژي جغرافياي بندامير و اشتياق سرمايه داران خارج از منطقه به سرمايه گذاري در بند امير و پلانهاي متعددي كه دولت در اين ساحه در نظر دارد، مردم بندامير در سال 1385 گرد هم آمده و يك شوراي را تحت عنوان «شوراي هماهنگي بندامير» تأسيس و آن را در وزارت عدليه افغانستان ثبت و راجستر كردند.

شوراي مذكور كه افزون بر بيست قريه در آن عضو هستند، از زمان تأسيس تا كنون به سرپرستي حجه الاسلام سيدسكندر بلاغي مشغول فعاليت مي باشد.

در منشور شوراي مذكور مصوب سال 1385 فعاليت در بخش هاي ذيل به چشم مي خورد:

1.      فعاليت در راستاي بهبود بخشيدن به وضع زندگي و رفاه حال مردم منطقه.

2.      تطبيق پروژه هاي كه از ناحيه ادارات دولتي از قبيل اداره ملي محيط زيست، وزارت زراعت و مالداري، اداره حفظ ميراث فرهنگي و مؤسسات توريستي و جهانگردي و... به تصويب مي رسد.

3.      ايجاد مراكز فرهنگي، ديني و تقويت اين مراكز.

از جمله فعاليت هايي را كه شورا از زمان تأسيس تا كنون انجام داده است موارد ذيل است:

1.      راه اندازي برق آفتابي (سولر) براي بيش از صد خانوار با همكاري مؤسسة (A.C.C) همراه با يك وركشاب و افراد دوره ديده و مجرب در زمينه برق آفتابي (سولر).

2.      لوله كشي آب صحي بهداشتي به صورت كاناليزه و تصفيه شده براي حدود چهل خانوار با همكاري هلال احمر.

3.      اجراي پروژه تنظيف و پاكسازي در اطراف بندها در ايام تابستان با قراردادن سطلهاي زباله و گماشتن افراد در جهت نظافت در اطراف بندها و تفريح گاه ها.

4.      طرح تأسيس مسجد جامع و مدرسه اميرالمومنين (عليه السلام) واقع در كنار بند غلامان و بند قنبر و در نزديكي ليسه (دبريستان) شهيد محمودي به سرپرستي حجه الاسلام  ولمسلمين الحاج سيدمحمد واعظ از علماي صاحب نفوذ و متشخص منطقه وعضو شوراي علماي سراسري افغانستان.

افرادي كه به بندامير مراجعه مي كنند شامل سه دسته مردم اند:

1.      جهانگردان و سياحان كه بيشتر به منظور كارهاي تحقيقاتي در زمينه هاي آب، سنگ، ماهي ها، پرندگان و... به اينجا مراجعه مي كنند.

2.      افراد بومي كه اكثراً از شهرها و به منظور سپري كردن ايام تعطيل و تفريح و تنزّه به اين جا مراجعه مي كنند.

3.      افراد بومي كه اكثراً از قريه جات به اين جا مراجعه مي كنند كه هدفي جز زيارت قدمگاه مولا علي (عليه السلام) و گرفتن حاجت ندارند.

طبق آمار به دست آمده بيشترين مراجعه كننده را دسته سوم تشكيل مي دهند. حضور پرتعداد دستة سوم باعث شده است تا در بندامير يك خلأ بزرگ فرهنگي و ديني احساس شود، اين ضرورت توسط علما و طلاب ديني به خوبي احساس شده و براي پر كردن اين خلأ بود كه طرح مسجد جامع و مدرسة اميرالمومنين (عليه السلام) و در كنار آن يك كميسيون فرهنگي پي ريزي شد.

در بُعد مادي در بند امير بسياري از خدمات و لو در حدّ ابتدايي آن وجود دارد، كه در فصل گرما در راستاي رفاه حال مسافرين و توريست ها مشغول فعاليت اند.

اين خدمات شامل 11 باب هتل ابتدايي، 20 باب دكان(مغازه) بنجاره(خاربار فروشي)، 2 مركز خدمات عكاسي و فيلم برداري، 2 مركز تعميرات انواع موتورها(ماشين) و ديگر عراده جات، 11 دستگاه انواع قايق هاي موتوري، پاروي و پايدلي، 12باب مسافرخانة ابتدايي، حدود 100 باب خيمه كرايي در اندازه هاي مختلف،22 باب سرويس تشناب (دستشويي) ابتدايي، زمين فوتبال، زمين واليبال، انواع تابلوهاي راهنمايي براي وسايط نقليّه و تابلوهاي اخطاري و راهنمايي براي مسافرين؛ ميوه جات از قبيل خربزه، تربوز(هندوانه)، سيب، انگور، زردآلو، بادرنگ(خيار)، توت، كِشته(برگه) در اختيار مسافرين قرار دارد.

اما با كمال تأسف در بُعد فرهنگي و ديني مردم هيچ گونه كاري عملي تا كنون صورت نگرفته است. در اطراف بندها تنها چيزي كه به عنوان شعائر ديني و اسلامي توجه انسان را به خود جلب مي كند وجود يك تابلوي سبز رنگ بسيار كوچك كه اين جمله بر روي آن نوشته شده است: «مسجد و قدمگاه حضرت علي عليه السلام» و چند تابلوي سياه رنگ كه بر روي يكي از آنها «زيارت امين الله» نوشته شده، در داخل بناي مذكور بر روي ديوار نصب شده است،مي باشد كه 95/0 مردم سواد خواندن آن را نيز ندارند.

«پيشينه  دينداري درميان مردم بندامير»

با كمال تأسف ارزشهاي ديني در ميان مردم بندامير عصر طلايي خودش را پشت سر گذاشت، وضعيت ديني مردم بندامير در زمانهاي قبل از انقلاب و دوران انقلاب نسبت به امروز آن بسيار متفاوت بود. مردم بندامير در آن زمان يكي از متدين ترين مردمان منطقة هزارجات محسوب مي شدند. اين وضع به دليل حضور عالمان ديني كه علاوه بر مقام والاي علمي، داراي اخلاق نيك اسلامي بود، به وجود آمد.

مردم نسبت به علماي ديني ارادت خاصي داشتند و علما نيز با تمام وجود به فكر حلال و حرام و ديگر مسائل شرعي آنان بودند. اين رفتار متقابل و مثبت باعث شده بود تا مردم بندامير  همچنان نسبت به مسائل ديني و اعتقادي شان پاي بند بمانند.

علماي ديني بندامير علاوه بر اين كه همواره محور و منشأ خدمات خوبي براي مردم منطقة خود بودند، فعاليت هاي ديني زيادي را در خارج از منطقه و مناطقي كه ضرورت ايجاب مي كرد، انجام مي دادند. كه از آن جمله مي توان به خدمات كم نظير سيدعلي حسن حاجي در ميان مردم سيغان، خدمات شايان شاه علي عطا حاجي در ميان مردم بلخاب و بيش از يك دهه خدمات جناب حجت الاسلام و المسلمين الحاج سيد محمد واعظ در بين مردم شيعه منطقه چهار كنت مزار شريف اشاره كرد.

از ديگر شخصيت هايي كه مايه رونق و گرمي محافل ديني بودند مي توان به حضرت حجت الاسلام شهيد سيد حيدر محمودي، حجت الاسلام الحاج سيد موسي، حجت الاسلام الحاج سيد داود شاه و حجت الاسلام الحاج سيد محمد مجاهد اشاره كرد.

با آن كه مردم بندامير در آن زمان وضع مالي خوبي نداشتند اما از نظر تدين در جايگاه خوبي قرار داشتند.

«وضع فرهنگي و ديني مردم بندامير بعد از سقوط طالبان»

بندامير با داشتن چنان سابقه‌اي، در حال حاضر از جهت شيوع انواع فساد و انحرافات در ميان مردم تقريباً بر سر زبان ها افتاده است. بندامير فعلاً مركز ترويج بي ديني و لاابالي گري شده كه براي انسان ها متدين جاي مناسبي براي سكونت نيست.

ما اين مشكلات را ريشه يابي كرديم و به اين نتيجه رسيديم مشكلات به وجود آمده زايده سه عامل است، دو عامل بيروني و يك عامل دروني.