==============================================================
آشنايي با سرزمين و مردم
افغانستان
نام عرفی: افغانستان
نام رسمی: جمهوری اسلامی افغانستان
نام بین المللی: AFGHANISTAN
دین رسمی: دین مقدس اسلام
99٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود 75٪ آنان مسلمان
سنی و 24٪ مسلمان شیعههستند.
مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ
های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود
داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل پناهنده شده اند.
زبانها
زبان رسمی: زبان پشتو و دری (فارسی)
زبانهای رایج:
مردم افغانستان به یکی از زبانهای دری ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، ازبکی، ترکمنی و
بلوچی سخن میگویند . بر اساس قانون اساسی افغانستان،زبانهای دری و
پشتو زبان های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران
زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی میشود.
اگر کسی یکی از دو زبان رسمی افغانستان را بداند میتوان گفت تقریبا در
برقراری ارتباط در هیچ جای افغانستان مشکلی ندارد. زبان غالب در کابل
پایتخت و بیشتر شهرهای شمال، مرکز و غرب افغانستان دری است. زبان غالب
در شهرهای قندهار و جلال آباد ، پشتو است
موقعیت سیاسی: جنوب آسیا ، شرق ایران ، شمال و غرب پاکستان
موقعیت جغرافیایی: 33 درجه شمالی، 65 درجه شرقی
مساحت: 647500 کیلومتر مربع
طول مرزهای مشترک با کشورهای همسایه: پاکستان 2430 ، ایران 936 ،
تاجیکستان 1026 ، ترکمنستان 744 ، ازبکستان 137 ، چین 76 کیلومتر .
آب و هوا: خشک و تقریبا کم آب ، دارای تابستان گرم و زمستان سرد
.
ساختمان ارضی: عمدتا کوهستانی و دارای دشتهایی هموار در شمال و
جنوبغربی .
ارتفاع از سطح دریا:
کشور افغانستان از معدود کشورهایی است که محصور در کوهستان ها و خشکی
ها است. مناطق مختلف این کشور اغلب پوشیده از کوه است اما در جنوب و
جنوب شرقی مناطق پستی نیز وجود دارد.
بلندترین نقطه: قله نوشاک(Nowshâk) به ارتفاع 7475 متر از سطح دریا.
پایین ترین نقطه: رود آمودریا (Amu Darya) به ارتفاع ۲۵۸ متر از سطح
دریا.
منابع طبيعي:
از منابع طبیعی آن می توان به گاز طبیعی ، نفت ، زغال سنگ ، مس ،
کرومیت ، طلق (talc) (نوعی کانی شفاف به رنگ های سفید و سبز و خاکستری
) ، سولفات باریم ، گوگرد ، سرب ، روی ، سنگ آهن ، نمک طعام و سنگ های
قیمتی (گوهر) و .... اشاره کرد.
زمین های قابل کشت: 78541.75 کیلومتر مربع
زمین آبی: 23860 کیلومتر مربع
محیط زیست: فقدان آب آشامیدنی تصفیه شده کافی ، قطع درختان
جنگلی ، فرسایش خاک و استفاده از سلاحهای سنگین و استعمال مواد انفجاری
فراوان در جنگ های چند ساله ، استفاده بی رویه از وسایل نقلیه و ماشین
آلات در شهرها، به شدت محیط زیست را آلوده ساخته است .
شاید مهمترین مشکل زیست محیطی افغانستان خطر انقراض حیواناتی چون پلنگ
، سمور، غزال های وحشی ، قوچ و ... باشد .این حیوانات بیشتر برای
استفاده از پوست شان کشته میشوند. از شاخص ترین محدودیت های زیست محیطی
این کشور می توان به محدویت در دسترسی به منابع آب (مصرف کشاورزی و
آشامیدنی )، چراگاه بیش از حد دام ، آلودگی هوا و آب ، عدم دسترسی به
آب های آزاد و ... اشاره کرد. تقریبا در افغانستان سیستم چگونگی دفع
زباله به روش مدرن وجود ندارد.
جغرافیای انسانی
طبق آمار سال ۲۰۰۵ دارای ۳۵ ولایت است. پرجمعیت ترین شهر های افغانستان
به ترتیب کابل ، قندهار ، مزار شریف، جلال آباد و ... هستند. . روابط
خویشاوندی و خانوادگی در میان مردم افغانستان بسیار نزدیک وصمیمانه است
که نشانه عواطف و احساسات عمیق خانوادگی است. هنوز در این کشور مسائل
حاد میان مردم توسط ریش سفیدان و بزرگان حل و فصل می شود
جمعیت: 29928987 نفر
ساختار سنی : (0-14 سال 44.7%) (مرد 6842857)(زن 6524485 )
(15-64 سال 52.9%) (مرد 8124077) (زن 7713603)
(65 سال به بالا 2.4%) (مرد 353193 ) (زن 370772)
رشد جمعیت : 4.77%
میزان زاد و ولد : 47.02 در هر هزار نفر
میزان مرگ و میر: 20.75 در هر هزا ر نفر
میزان مهاجرت : 21.43 د رهر هزار نفر
نسبت جنسیت:
هنگام تولد : 1.05 مرد / زن
زیر 15 سال: 1.05 مرد / زن
15-64 سال: 1.05 مرد / زن
65 سال به بالا: 0.95 مرد / زن
جمع کل : 1.05 مرد / زن
میزان مرگ و میر در هنگام تولد :
جمع کل : 163.07 مرگ در هر هزار تولد زنده
مرد: 167.79 مرگ در هر هزار تولد زنده
زن: 158.12 مرگ در هر هزار تولد زنده
امید به زندگی: کل جمعیت : 42.9 سال ، مردها : 42.71 سال زن ها
: 43.1 سال
امراض عمده مسری: از طریق خوراک و آب : میکروبی و اسهال خونی
،هپاتیت A ، تیفوئید .
امراض مبتلابه: مالاریا
میزان سواد کلی: 36% ، از مجموع 51% مرد و 21% زن (1999)
مهاجران بازگشته :از چهار میلیون مهاجرتاخزان(1384) 2.3 میلیون بازگشته
اند .
تقسیمات اداری: سی و چهار ولایت
1. ولایت ارزگان
2. ولایت بادغیس
3. ولایت بامیان
4. ولایت بدخشان
5. ولایت بغلان
6. ولایت بلخ
7. ولایت پروان
8. ولایت پکتیا
9. ولایت پکتیکا
10. ولایت پنجشیر
11. ولایت تخار
12. ولایت جوزجان
13. ولایت خوست
14. ولایت دایکندی
15. ولایت زابل
16. ولایت سر پل
17. ولایت سمنگان
18. ولایت غزنی
19. ولایت غور
20. ولایت فاریاب
21. ولایت فراه
22. ولایت قندهار
23. ولایت کابل
24. ولایت کاپیسا
25. ولایت قندوز
26. ولایت کنر
27. ولایت لغمان
28. ولایت لوگر
29. ولایت ننگرهار
30. ولایت نورستان
31. ولایت نیمروز
32. ولایت وردک
33. ولایت هرات
34. ولایت هلمند
استقلال : 19 اگست 1919
تسوید قانون اساسی 14 دسامبر 2003 تا 4 جنوری 2004 . امضا 16 جنوری
2004
سن قانونی: 18 سال
نرخ رشد اقتصادی: 8 %
درآمد سرانه: 200 دلار
ترکیب اقتصادی: کشاورزی 38% ، صنعت 24% ، خدمات 38% ( به جز
درآمد مواد مخدر )
نیروی کار: 15 میلیون نفر
افراد بیکار: 40%
درصد شغل ها: کشاورزی 80% ، صنعت 10% ، خدمات 10%
جمعیت زیر خط فقر: 53% (سال 2003)
نرخ تورم مواد مصرفی : 16.3 % (2005)
بودجه : (2004-2005) 830 میلیون دالر امریکایی .
عواید: 269 میلیون دلار
هزینه ها: 561 میلیون دالر
محصولات: گندم ، میوه ها ، خشکبار ، پشم ، گوشت و پوست گوسفند ،
پوست قره قل
صادرات: بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت اقتصاد صادرات
افغانستان در سال جاری به حدود 500 میلیون دالر رسیده است.
واردات: واردات افغانستان در سال جاری (1384) حدود 2/2 میلیارد
دالر تخمین شده است.
عواید خالص در سال 1384 از ناحیه تجارت : حدود 637 میلیون افغانی بوده
است.
درآمد ناشی از مواد مخدر در سال 1384: 2/2 میلیارد دالر
صنعت: به مقدار کم، پارچه – صابون – مبلمان – کفش – کود شیمیایی
– سیمان – قالی دست باف – گاز طبیعی – ذغال سنگ – مس
تولیدات برق: 905 میلیون کیلو وات ساعت (2003)
مصرف برق: 1042 میلیارد کیلووات ساعت (2003)
واردات برق: 200 میلیون کیلو وات ساعت
تولیدات گاز طبیعی: 220 میلیون متر مکعب (2001)
مصرف نفت : 5000 بشکه در روز
ذخیره ثبت شده گاز: 49.98 میلیارد متر مکعب (1 جنوری 2002)
شرکای صادراتی: پاکستان 24% ، هند وستان 21.3% ، امریکا 12.4% ، آلمان
5.5% (2004)
شرکای وارداتی : پاکستان 25.5% ، امریکا 8.7%، هندوستان 8.5% ، المان
6.5% ، ترکمنستان 5.3% ، کنیا 4.7 % ، کره جنوبی 4.2% ، روسیه 4.2 % ،
ایران 31%
بدهی خارجی : حدود 7000000000 ، پنجصد میلیون دالر بدهی به بانک های
توسعه ای چند جانبه دارد . (2004) و بقیه به کشورهای مختلف کمک کننده
بعد از اجلاس « بن » .
دریافت کمک : در کنفرانس برلین (مارچ 2004) دریافت کننده ها متعهد شدند
که برای افغانستان 8.7 میلیارد دلار برای سال 2004 تا سال 2009 – در
کنفرانس لندن د رتاریخ 31 جنوری تا یک فبروری سال جاری (2006) برابر با
11 تا 12 جدی 1384 کشورها و موسسات کمک کننده متعهد شدند که برای
افغانستان 10.5 میلیارددالر برای پنج سال آینده پرداخت نمایند.
فرهنگ
زبان و خط
ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان زبانهای دري و پشتو را زبانهای
رسمی افغانستان اعلام می کند و چنین می گوید: "از جمله زبان هاى پشتو،
درى ، ازبکی ، ترکمنی ، بلوچی و پشّه یی ، نورستانی ،پاميرى و ساير
زبان هاى رايج در کشور، پشتو و درى زبانهاى رسمي دولت مي باشند. در
مناطقي که اکثريت مردم به يکي از زبان هاى ازبکي ، ترکمني ، پشه يي
،نورستاني ، بلوچي و يا پاميرى تکلم مي نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو
و درى به حيث زبان سوم رسمي مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم
مي گردد. دولت براى تقويت و انکشاف همه زبانهاى افغانستان پروگرامهاى
موثر طرح و تطبيق مي نمايد. نشر مطبوعات و رسانه هاى گروهي به تمام
زبانهاى رايج در کشور آزادمي باشد."
مشاهیر فرهنگی
از چهرههای فرهنگی که در گستره جغرافيایی افغانستان امروز زاده
شدهاند میتوان به ابن سينا، مولانا جلال الدین بلخی، ناصر خسرو،
سنایی غزنوی، خواجه عبدالله انصاری، ابوعبید عبدالرحمن محمد
جوزجانی،رابعه بلخی، حنظله بادغيسی، ظهيرالدين فاريابی، کمال الدین
بهزاد، عنصری بلخی، فارابی، ابواسحاق فارابی، ابوشکور بلخی و سید جمال
الدین افغانی خلیل الله خلیلی عبدالرحمان مهمند یا رحمان بابااشاره کرد
و مدرس افغاني.
رادیو و تلویزیون
افغانستان دارای یک سازمان رسانه ای ملی به نام "رادیو تلویزیون ملی
افغانستان" (RTA) میباشد.این سازمان دارای یک کانال تلویزیونی و یک
کانال رادیویی میباشد. اگرچه RTA رسانه ای متعلق به دولت است اما طبق
قوانین جدیدرسانه ای نه دولتی و نه خصوصی ، بلکه رسانه ای مردمی است که
صرفا هزینه اش را دولت تامین میکند. علاوه بر RTA رادیو و تلویزیون های
خصوصی دیگری در افغانستان وجود دارد که شامل نزدیک به ۱۰۰ فرستنده
رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیونی میشود. فهرست شبکه های تلویزیونی
افغانستان.
آموزش و پرورش
در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی جنگهای داخلی این کشور(دهههای ۹۰
میلادی)، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دورهی قدرت
طالبان حتی دختران خانهنشین شده و اجازهی تحصیل از آنها گرفته شد. در
این دوره، به جای درسهای علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر
آموزشهای مذهبی تاکید می شد. اکنون برآورد میشود کمتر از نیمی از
مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله امریک
به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن
دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندکاندک رو به بهبودی میرود ولی با این
وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن
بیبهرهاند.
سیستم ارتباطات (مخابرات ):
به طور کلی تلفون و تلگراف بسیار محدود است با شروع به کار سه شرکت
مخابراتی تلفون بی سیم (موبایل ) درافغانستان گسترش یافته است به نحوی
که د رحال حاضر از هر ده نفر سه نفر دارای تلفن موبایل است و تلفون
ثابت همچنان محدود مانده که تقریبا برای هر ده نفر 0.1 خط تلفن موجود
است .
راههای ارتباطی :
افغانستان در مجموع دارای 21 هزار کیلومتر سرک (جاده) است که از این
مجموع 18207 کیلومتر خامه و شنی و 2798 کیلومتر پخته (آسفالت) شده بوده
که اغلب در اثر جنگ ها و رفت و آمد وسایل سنگین نظامی چون تانک ها و
عدم مرمت آسفالت آنها از بین رفته است و به صورت بسیار نامطلوب و
تقریبا غیر قابل استفاده در آمده است . اما اخیراً (1381 تا 1383)
جمهوری اسلامی ایران سرک هرات الی اسلام قلعه به طول 124 کیلومتر را
آسفالت نموده است ، و همچنین کشورهایی مثل امریکا ، جاپان و عربستان
سعودی سرک کابل قندهار را به طول 843 کیلومتر آسفالت نموده و برخی از
سرک های دیگر مثل سرک قندهار هرات ، قندهار تورخم و ... در حال بازسازی
و آسفالت شدن است .
فرودگاهها:
در سال 1354 افغانستان دارای بیست باند میدان هوایی (فرودگاه) قابل
استفاده بود که دو تای آنها ( خواجه رواش و بگرام ) فرودگاه بین المللی
و بقیه فرودگاه کشوری و محلی به حساب می آمدند. و پس از خواجه رواش و
بگرام مهمترین آنها عبارت بودند از:
میدان هوایی قندهار ، هرات ، مزار شریف ، قندوز و جلال آباد .
پس از کودتای هفت ثور و آغاز جنگها و قطع ارتباط پایتخت با ولایات و
محلات و به وجود آمدن روحیه تخریب گری بسیاری از فرودگاههای موصوف از
استفاده باز مانده و در حال حاضر از حیذ انتفاع خارج هستند .
کوههاي افغانستان
هندوکش:
اين رشته کوه از معروفترين و بزرگترين رشته کوه هاي افغانستان به شمار
مي رود و ادامهي رشته کوههاي هيماليا مي باشد . رشته کوه هاي هندوکش
ازشمال شرقي به سمت جنوبغربي کشيده شده و به دوقسمت هندوکش شرقي وغربي
تقسيم مي شود . هندوکش شرقي ازغرب درهي زيباک (ولايت بدخشان) شروع شده
و تا کوتل خاواک (ولايت پروان ) به طول 150 کيلومتر امتداد يافته است .
هندوکش شرقي داراي قله هاي مرتفع است ، که قسمت زيادي از سال رابرف
دارند . بلند ترين نقطهي افغانستان قلهي نوشاخ ، با 7485 متر ارتفاع
در رشته کوه هندوکش شرقي واقع شده است . هندوکش غربي ازکوتل خاواک شروع
شده و به سمت غرب تا بند امير در ولايت باميان ادامه دارد . ارتفاع
هندوکش غربي از هندوکش شرقي کمتر است . به خمين دليل شاهراه بزرگ سالنگ
، که شمال و جنوب کشور را به هم وصل مي کند از دل همين کوه گذشته است .
از کوتل هاي مهم هندوکش غربي مي توان ازکوتل شيبر در ولايت باميان نام
برد که از گذشته هاي بسيار دور قبل از ايجاد شاهراه وتونل سالنگ ، شمال
و جنوب افغانستان را به هم پيوند ميداده است. در حال حاضر نيز اين کوتل
اهميت زيادي دارد .دره هاي بيشماري دردامنه هاي رشته کوه هاي هندو کش
واقع است که معروفترين آنها عبارتند از : دره ي پنچشير ،درهي شکاري ،
دره اشکمش ، دره سالنگ ، دره ي هزاره ، دره ي سيغان ، دره ي کهمرد ،
اندراب ، خنجان ، نور ، فرخار و....
کوه بابا:
رشته کوه بابا درمرکز افغانستان واقع شده وازشرق به غرب امتداد دارد .
اين رشته کوه از شرق « کوتل حاجيگگ » شروع شده ، تا جنوب شرق کوه حصار
ادامه مي يابد . طول اين رشته کوه در حدود 200 کيلومتر است . بلندترين
قله ان شاه فولادي ، 5140 متر ارتفاع دارد . قله هاي اين کوه نيز اکثر
اوقات از برف پوشيده است و شرايط خوبي براي ذخيرهي اب به وجود اورده
است . برخي ازمهمترين رودهاي دائمي افغانستان ازهمين رشته کوه ها
سرچشمه ميگيرند. در دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه ، بهترين
چراگاه ها و مراتع افغانستان به چشم ميخورد . از کوتل هاي معروف اين
کوه مي توان از کوتل حاجيگگ ، کوتل عراق ، کوتل صدبرگ ، کوتل شاتو ،
کوتل ملا يعقوب و... نام برد که هر يک اهميت خاص خود را دارند . دره
هاي معروف رشته کوه هاي بابا عبارتنداز : دره فولادي ، دره ي باميان ،
درهي کالو، دره ي ککرک و....
سفيد کوه( سپين غر ):
اين رشته کوه ،در شرق افغانستان واقع شده و 150 کيلومتر طول دارد .
سفيد کوه از 48 کيلومتري غرب پيشاور آغاز شده وبه طرف غرب ادامه مي
يابد . بلند ترين قله اين کوه سيکارام ، 4755 متر ارتفاع دارد . دامنه
هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه پوشيده از جنگل هاي انبوه و وسيع است
.همچنين دره ي معروف خيبر که از لحاظ تاريخي و ارتباطي داراي اهميت
زيادي مي باشد . و در لشکرکشي هاي بزرگ ، در طول تاريخ به شبه قاره ي
هند همواره مورد توجه مهاجمين بوده است . در اين رشته کوه قرار دارد .
طول اين گذرگاه از 60 کيلومتر تجاوز مي کند و 2000 متر از سطح دريا
ارتفاع دارد .دره هاي معروف اين رشته کوه عبارتنداز :درهي خيبر ،
درهآچين ، دره ي خوگياني ، دره ي جاجي ، درهي زرمست و .... ميدانيم
که افغانستان داراي رشته کوههاي فراواني است که به برخي از انها اشاره
کرديم . کوه هاي فيروزکوه ، سياه کوه ، گل کوه ، سليمان ، تيربند
ترکستان ، پغمان ، قره باتور، چاکايي و .. از ديگر کوههاي افغانستان مي
باشند .
رودهاي افغانستان:
آمودريا:
اين رودخانه از فلات پامير خورد سرچشمه مي گيرد و به درياچه آرال مي
ريزد . طول اين رودخانه 2540 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان وجمهوري
هاي تاجيکستان ،ازبکستان وترکمنستان را تشکيل ميدهد . رودخانه هاي
کوکچه و قندوز در خاک افغانستان به اين رود مي پيوندند . د رماه ثور
براثر اب شدن برفها، آب اين رودخانه زيادمي شود .درهنگام پرآبي حدود
900 کيلومتر از ان قابل کشتيراني است .د رسالهاي گذشته چند بند روي
شاخه هاي فرعي اين رود، مانند قندوز ، ساخته شده است . در حال حاضر از
شيرخان بندر درولايت قندوز افغانستان به تاجيکستان وبالعکس توسط کشتي
صورت ميگيرد.
هيرمند:
هيرمند يکي از رودهاي مهم، بزرگ و پرآب افغانستان است که با شعبه هاي
خود ، نواحي وسيعي ازجنوب غربي کشور را ابياري مي نمايد . اين رود از
ارتفاعات مناطق بهسود ، پنچاب و دايکندي ( ميان دو کوتل اوني و حاجيگگ
) سرچشمه ميگيرد . اين رود در ابتداي مسر خود سيلابي بوده و خساراتي به
مردم وارد مي اورد و به تدريج از سرعت ان کم شده و و جريان آن اهسته مي
گردد . رود هيرمند با 1400 کيلومتر طول ، بزرگترين رودخانه داخلي
افغانستان مي باشد که نقش مهمي در اباداني و سرسبزي قسمت وسيعي از کشور
ما دارد . شهرهاي تاريخي بست ، نادعلي و زرنج شهرت خود را مديون اين
رود و شعبه هاي ان هستند . هيرمند با تبخير خود بر هواي پيرامونش اثر
زيادي مي گذارد و از خشکي شديد هوا بويژه درتابستان مي کاهد .رود
ارغنداب ، از جمله ي بزگترين رودخانه هايي است که به اين رود مي
پيوندد. روي رودخانه هيرمند و شعبه هاي آن بندهايي احداث گرديده است .
بند کجکي، يکي از مشهورترين و بزرگترين بندهاي افغانستان که هزاران
هکتار زمين را آبياري مينمايد، از جمله آنهاست . د رماههاي حوت و حمل
آب رودخانه هيرمند به حداکثر ، و در ماههاي سرطان تاعقرب به حداقل خود
مي رسد . اين رود سرانجام به درياچه هامون ميريزد .
هريرود:
اين رودخانه از ارتفاعات لعل وسرجنگل در ولايت غور سرچشمه مي گيرد و از
بهم پيوستن دو رود ، درنزديکي قريه ي « شينيه دولت يار» به وجود مي ايد
. هريرود پس از گذشتن از وسط شهر چخچران وارد ولايت هرات مي شود . هرات
آباداني خود را مديون اين رود است . رود « تگاوايشان» از جمله ي
بزرگترين رودهايي است که به هريرود مي پيوندد . هريرود 1124 کيلومتر
طول داشته و 560 کيلومتر آن در داخل افغانستان جاري است . 60 کيلومتر
ازطول اين رودخانه ، مرز مشترک بين افغانستان وجمهوري اسلامي ايران
راتشکيل ميدهد . اين رود سرانجام د رشنزارهاي جمهوري ترکمنستان (قره
قوم ) فرو ميرود .
کابل رود:
آب کابل رود، ابتدا از بهم پيوستن اب دره سنگلاخ و دره ي سرچشمه بوجود
مي ايد که از ارتفاعات کوتل اوني کوه پغمان سرچشمه مي گيرند . اين رود
، پس از گذشتن از شهر کابل ، قسمت هاي وسيعي از شرق افغانستان را
ابياري مي کند و داراي شعبات زيادي است که مي توان از رودخانه هاي لوگر
، سرخرود و کنر نام برد. به خاطر استفاده ي بهتر از اب اين رودخانه ها
براي زراعت و توليد برق ، بندهايي روي اينرودها احداث شده است که
ميتوانيم از بندهاي سروبي ، نغلو ، درونته ، بند کانال ننگرهار ،
ماهيپر ، خروار و بتخاک نام ببريم . رودخانه کابل و شعبه هاي بزرگ و
کوچک ان ، تنها رود افغانستان است که پس از پيوستن به رود سند پاکستان
به اقيانوس هند (آبهاي آزاد ) مي ريزد . طول اين رود 700 کيلومتر مي
باشد که 460 کيلومتر آن در افغانستان جريان دارد . اکثر رودهاي
افغانستان ازمناطق مرکزي (هزاره جات ) سرچشمه ميگيرد ؛ لذا هزاره جات
يکي از بزرگترين و مهمترين منابع آبي کشور مي باشد .
مهمترين سرکهاي افغانستان ازاين قرار است :
سرک کابل- قندهار ، با طول 843 کيلومتر سرک قندهار – هرات- تورغندي
،679 کيلومتر سرک هرات – اسلام قلعه ، 124 کيلومتر سرک قندهار – سپين
بولدک ، 101 کيلومتر سرک کابل – تورخم ، 232 کيلومتر سرک کابل – شيرخان
بندر ، 405 کيلومتر سرک پل خمري – مزار شريف – شبرغان ، 360 کيلومتر
سرک کابل – گرديز ، 122 کيلومتر سرک گرديز – خوست ، 117 کيلومتر.
اقتباس از سايت: http://www.jahangasht.com
====================================================================
====================================================================
چگونه كشور ماافغانستان نام
گرفت
افغانستان بصورت رسمی وبه عنوان نام یک کشور اسم تازه ای میباشد که به
بخشی مهمی از سرزمین آریانای کهن وخراسان بعد از اسلام در حدود دو وسه
قرن اخیر نهاده شده است. هرچند که قبل بر آن واژه ی افغان نه به سرزمین
وکشور مستقل، بلکه به برخی عشایر وقبایل پشتون یکی ازاقوام کهن آریایی
وقدیم خراسان زمین اطلاق می شد. اما بعداً بويژه پس از فروپاشی وتجزیۀ
کشور وسیع خراسان یا همان آریانای کهن ودردورۀ سلطنت شاهان ابدالی کلمۀ
افغان نخست از قبیله ی خاص پشتون به قبایل مختلف قوم پشتون وسپس به
اقوام مختلف ساکن در محدودۀ کشورما نهاده شد. به قول میرغلام محمد غبار
مؤرخ شهیر کشور:« بالآخره اسم افغان وافغانستان بمیان آمده وبه مرور
قرون ازقبیله به قبایل وطوایف انتقال وبه تدریج ازنشیب های جبال سلیمان
به تمام صفحات جنوب هندو کش تا دریای سند منتقل ودرنهایت به تمام ملت
ومملکت خراسان قرون وسطی اطلاق گردید وامروز جانشین آریانای قدیم به
شمار میرود. »
البته واژۀ افغان بسیار قدیم ترازاسم افغانستان که بعد از پادشاهی
احمدشاه ابدالی وبه خصوص در دوران زمام داری بازماندگان او جانشین نام
خراسان واسم رسمی مملکت ما شد وجود داشته است. عبدالحی حبیبی مؤرخ
معاصر کشورکاربرد تاریخی واژه ی افغان را یک هزار وهفتصد سال قبل
وانمود میدارد.
اینکه کلمۀ افغان در اصل وریشه ی خود اززبان پشتو گرفته شده یا فارسی
دری چندان روشن نیست. درحالیکه درمتون قدیم عربی وفارسی دری، افغان به
قبیله ویاقبایل پشتون ساکن درمناطق جنوب وشرق کشور منسوب شده است اما
درمورد پشتو بودن واژۀ افغان شک وتردید وجود دارد. درحواشی وتعلیقات
فرید بیژند به کتاب جغرافیای تاریخی افغانستان تاًلیف میرغلام محمد
غبار کلمۀ افغان ازکلمه های کهن دری خوانده می شود. درنوشته مذکور می
آید: «درزمان کوشانیان، درسده های نخستین میلادی بود که درسرزمین
پشتونان وهمسایگان، کیش بودایی گسترش پیدا کرد وجای کیش زردشتی را گرفت
وازاین راه میان مردمان ایران(آریانا) وجه جدایی وشکاف مذهبی پدید آمد.
تیره ای از کیش زردشتی روی میگرداند وازهم کیشان وهم نژادان خود جدا
میگردد وچون درمنطقه ای که میزست، پیروان کیش زردشتی بسیار بودند، به
منطقه دیگر که همباوران تازه را دربرداشت روی می آورد. وهمین باعث
میگردد که درنظر بقیه زردشتی کیشان که همانا اشکانیان وساسانیان باشد
"اوغان" خوانده شود.( جعفری، ص 1265) »
مؤلف انگلیسی کتاب افغانان یا گزارش سلطنت کابل جنرال مونت استوارت
الفنستون نیز احتمال میدهد که واژۀ افغان ا زبان فارسی گرفته شده باشد.
او می نویسد: « درمورد اصل نام " افغان" که اکنون بصورت عام بر آن ملت
اطلاق می شود، اطلاعات دقیق ومشخصی دردرست نیست وشاید که نام جدید
باشد. این نام را آنان از طریق زبان فارسی گرفته اند. »
برغم آنکه واژۀ افغان برگرفته از زبان پشتو باشد یانه، این اسم از
نخستین زمان کاربرد آن به قبیله ویا قبایل پشتون که درآغازعمدتاً
دروادی رود سند ونواحی کوه های سلیمان میزیستند اطلاق میگردید. وقبل از
آنکه افغانستان به عنوان نام کل کشور رسمیت وشهرت یابد وجانشین اسم
خراسان شود، کلمۀ افغان دراسناد وتالیفات مؤ رخین وجغرافیه نگاران تنها
معّرف قوم پشتون ومناطقی درجنوب وشرق کشور بنام افغانستان مبین محل
ومنطقه سکونت پشتونها بود. مرحوم عبدالحی حبیبی نویسنده ومؤرخ افغان
درتحقیقات وتتبعات خود این امر را روشن میدارد:« اما دربارۀ کلمۀ
افغانستان هم میتوان گفت که این نام محدثی نیست که درعصر احمدشاه
ابدالی خلق کرده باشند، بلکه قرن ها قبل از او یعنی هفتصد سال پیش
ازاین موجود ومستعمل بود وما درتاریخ هرات سیفی هروی تالیف(حدود 721
هجری) می بینیم که وی همین سرزمین های شرقی افغانستان را تا مجاری سند
بنام افغانستان می خواند وازاین بر می آید: درزمانیکه هرات پایتخت آل
کرت بود ومملکت بعد از سپری شدن دوره های وحدت سیاسی غزنویان وغوریان
بسبب تجاوز چنگیزیان بسوی تجزیه و ویرانی میرفت نام افغانستان درآنوقت
هم رواج داشت ولی نه با وسعتی که درزمان امپراتوری احمد شاهی کسب کرده
بود. درزمان تیموریان هرات مولانا کمال الدین عبدالرزاق ثمرقندی هروی
که در سنه 816 هجری درهرات بدنیا آمده ویکی از دانشمندان ومؤرخان ورجال
قضاء وسیاست دربار هرات بود تاریخ مطلع سعدین ومجمع بحرین خودرا درسنه
(857 هجری) نوشت وی نیز دراین کتاب افغانستان را با همان وسعت جغرافی
که سیفی میشناخت مکراَ مذکور میدارد که جزوی از مملکت وسیع تیموریان
هرات بنام خراسان بود که معین الدین اسفزاری هم در روضات الجنات
افغانستان را مکراُ ذکر میکند. »
مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ مؤرخ دیگر کشور نیز به معنی واحد ویکسان هردو
واژه ی پشتون وافغان تأکید میکند: «هنگامیکه زبان پشتو به مرحلۀ خط
وکتابت رسیده است کلمات افغان وپشتون درآثار نویسندگان وشاعران این قوم
با مفهوم واحد به جای یکدیگر استعمال شده اند. بنا براین بطور کلی
واجمالی میتوان گفت که خود پشتونها ترجیحاً خود را پشتون گفته اند،
درحالیکه فارسی زبانان آنان را افغان وهندیان، پتهان نامیده اند وهرسه
کلمه از سدۀ شانزدهم به بعد در کتابت راه یافته ودرمعنی واحد بکار رفته
است.»
رویهمرفته نام افغانستان پس از پادشاهی احمد شاه ابدالی به تدریج
جانشین اسم خراسان شد نه دردوران پادشاهی او. دردورۀ سلطنت وزمام داری
احمد شاه درانی که امپراتوری وسیعی را تشکیل داد وبنیانگذار افغانستان
نوین وسرسلسلۀ شاهان وحاکمان پشتون محسوب می شود نام مملکت بصورت رسمی
نه افغانستان بلکه خراسان خوانده می شد. تغیرنام کشورازخراسان به
افغانستان دریک مراسم رسمی دولتی، یا دریک گردهمآیی ومجلس بزرگ مردم
بنام" لویه جرگه" وچیزدیگر ویا دریک همه پرسی ونظرخواهی عمومی ویا
رفرندم عملی نگردید. احمدشاه ابدالی بنیانگذاردولت معاصرافغانستان
نیزخودرا پادشاه خراسان می خواند. درحالیکه برخی به اشتباه فکرمیکنند
نام افغانستان بگونۀ رسمی ازسوی اوبرگزیده شده است. جانشینان اوتا شاه
شجاع نیزخودرا پادشاه خراسان می خواندند. اولین بار درمکاتبات ومعاهدات
رسمی با دولت های خارجی واژۀ افغانستان را لارد اکلند انگلیسی، وایسرای
شبه قارۀ هند درنامۀ خود عنوانی شاه شجاع پادشاه وقت در آگست 1838(
جمادلاول 1204) بکار برد. وحتی جنرال استورات الفنستون که در راًس
هیئتی بریتانیا دراکتوبر 1808 بدربار شاه شجاع میرود وبعداً کتاب
افغانان یا سلطنت کابل را نوشت نام رسمی کل کشور مارا خراسان میگوید.
او می نویسد: « نامی که توسط ساکنان سرزمین برتمام کشور اطلاق می شود
خراسان است اما واضح است که به کار بردن این نام درست نیست؛ ازیکسو
تمام سرزمین افغانان درمحدودۀ خراسان داخل نیست واز سوی دیگر دربخش مهم
آن ایالت، افغانان ساکن نیستند. »
اینکه الفنستون کاربرد نام خراسان را به قول خودش به این دلیل که دربخش
مهمی آن افغانان ساکن نیستند نادرست میداند از سیاست های انگریزی
استعماری آن دوران بریتانیا ناشی می شود. همان سیاست ایجاد تفرقه بنام
قومیت ها وجلوگیری از رشد وایجاد ملت - دولت درافغانستان ودربسیاری از
سرزمین های تحت اشغال واستعمار. وگرنه الفنستون به خوبی میداند که نام
خراسان درطول قرون متمادی نام رسمی سرزمین وکشوری بود که افغانستان
کنونی بخش عمدۀ آن را تشکیل میداد ودرآن کشور به قول الفنستون افغانان
که منظوراو پشتون ها است ساکنان قدیمی خراسان بودند وازکهن ترین اقوام
آریایی محسوب می شدند. بیان حدود وقلمرو کشور خراسان درمنابع مختلف
محققین، مؤرخین وجغرافیا نگاران دنیا هیچ نقطه ی ابهامی دراین مورد
باقی نمیگذارد. عبدالحی حبیبی مؤرخ کشور می نویسد: « درسنۀ 733 ق
هنگامیکه ابن بطوطه جهانگرد عربی ازاین جا بسوی هند ازدریای سند گذشت(
محرم 734 ق) وی تمام این سرزمین را به شمول ترمذ وسرخس وهرات تا سلسله
کوه هندوکش وسلیمان ودره هایی که از کابل وغزنی بسوی کنار های سند
گذشته خراسان می نامد. این تسمیه وقتی خوبتر تحقق میابد که شاهرخ پسر
امیر تیمور هرات را مرکز خراسان وپایتخت خود میگرداند وحدود مملکت او
ازدریای سند تا حدود پارس میرسد... .
درسنه 922 ق بابر ازکابل بردهلی تاخت چون آن شهر را گرفت جمالی دهلوی
درمدحش گفت:
ازخراسان چون به هندوستان شدی آمد ترا
بخت و دولت دریمین فتح ونصرت دریسار
دراین وقت نزد جمالی دهلوی تمام کابلستان تا دریای سند خراسان بود. »
همچنان همانگونه که دربالا گفته شد شاهان پشتون درانی تا دورۀ شاه شجاع
خودرا شاهان خراسان می خواندند. وحتی مردم عام قوم پشتون، عشایروقبایل
مختلف پشتون درولایات جنوب وشرق دردو سه قرن اخیرهم حین سفرتا شبه قارۀ
هند خودرا ازکشور خراسان می نامیدند. به قول مرحوم عبدالحی حبیبی:«
مردم افغانستان مخصوصاً پشتوزبانان کوچی وقتیکه ازمساکن خود درولایات
ننگرهار وپختیا(پکتیا) وغزنی وقندهاردرزمستان بسوی شرق حرکت می کنند
ودرآنجا ازسرزمین های کوهستانی خود به مراتع تاریخی قدیم دروادیهای
دریای سند پای می نهند چون مردم بومی از وطن اصلی شان بپرسند گویند
ازخراسان آمدیم ودروادی پیشین بین هند وباغ وقلعۀ سیف الله تا کنون
جایی بنام خراسان کاکرنا میده می شود که وسعت شرقی این نام را می
رساند.»
کشورافغانستان حتی درزمانیکه ازخراسان به این نام تغیریافت هرچند نه به
وسعت آریانا وخراسان زمین اما بیشترازمحدوده ای بودکه افغانستان
امروزرا تشکیل میدهد. آخرین تجزیه وجدایی بخش های این کشورپس ازورود
وسلطۀ استعماری انگلیس ها به شبه قارۀ هند بود که خط دیورند توسط آنها
بروی مرزهای شرقی وجنوبی کشیده شد. آنچه که درپیامد تجزیه وجدایی بخش
های مختلف کشور درتمام دوره های آریانا، خراسان وافغانستان معاصر عرض
اندام کرد، ایجاد کشورغیرطبیعی با تفاوتهای قومی، زبانی وحتی نژادی
بود. ایجاد کشوری متشکل ازاقلیت های قومی وتباری. چون بخش بزرگ وبدنه
های اصلی اقوام دربیرون ازافغانستان کنونی درهمان قلمروآریانای کهن
وخراسان قدیم با نام وعنوان متغیرباقی ماندند. این وضعیت وموقعیت به
عنوان یکی ازعوامل نامساعد وحتی بازدارنده درایجاد وگسترش هویت واحد
ملی تبارزکرد. سیاست تنگنظرانه وغیرملی حاکمیت ها، ناهمگرایی وناکارآیی
عوامل گفته شده را هنوزنامساعد تروناکارآمدترساخت وبرمیزان بازدارندگی
آن افزود. مسلماٌ تداوم چنین سیاستی ازسوی قدرت وحاکمیت سیاسی درهرهیئت
وهویتی چیزی بیشترازچرخش دورانی باطل وزجرآورنیست. واقع گرایی ونگرش
عقلایی درتفکرات سیاسی واجتماعی درهردومیدان نظری وعملی یگانه راه
بیرون رفت ازاین واماندگی ودرجازدگی محسوب می شود. ما درزمان
امروزقرارداریم ومسیر حرکت ما نه پشت به فردا ورو به گذشته بلکه پشت به
گذشته و رو به فردا است. رفتن به گذشتۀ آریانا وخراسان واحیای مجدد آن
هرچند که افتخارآفرین وشکوهمند باشد چیزی بیشترازیک فکر واندیشۀ احساسی
وعاطفی متناقض با واقعیت های کنونی نیست. امروز نام کشورما افغانستان
است. باوجودیکه افغانستان در آغاز به محل مورد سکونت قوم پشتون یکی از
اقوام کهن سرزمین وکشورخراسان اطلاق می شد وافغان به عنوان واژه ی
مترادف پشتون مورد استعمال بود، اما اکنون افغانستان نام کشورمستقل و
واحدیست که درآن اقوام مختلف به شمول پشتونها زندگی می کنند. افغان نیز
برخلاف گذشته ازلحاظ قانونی، حقوقی وعملی تنها معّرف پشتون ومترادف
کلمۀ پشتون نیست بلکه باشندگان این سرزمین منسوب به اقوام مختلف را
شامل می شود. هرچند سیاست تبعیض آمیزوغیرملی برخی ازشاهان وزمام داران
پشتون از شکل گیری ملت واحدی بنام وهویت افغان که همه اقوام خودرا
دراین هویت ببینند جلوگیری کرد. اما این از وجایب دولت افغانستان وهمه
روشننفکران وسیاستمداران کشور است که در شکل گیری هویت واحد ملی ووحدت
ملی گام بردارند. اینکه هویت ملی چگونه شکل می گیرد؟ وحدت ملی چگونه
تأمین می شود؟ دولت ملی چه دولتی را می توان گفت ووظیفۀ آن درقبال روند
وجریان تشکیل ملت وتأمین وحدت ملی چیست به بحث وبررسی جداگانه وبیشتری
نیازدارد که درمقالۀ دیگری به آن پرداخته خواهد شد.
اقتباس از سايت: http://www.jahangasht.com